تبليغاتX
دنيــــاي ان. ال. پی

لبخند، مردم را وادار به خواستن بیشتر می کند .

لبخند های پنهان ، مصرف کنندگان را به مصرف بیشتر وادار می کند . آیا تا کنون فکر می کنید که تحت تاثیر این لبخند ها قرار نگرفته اید ؟ مخصوصاً در ایجاد علاقه برای مصرف کردن ،خریدن و یا ایجاد یک فکر ؟ بر طبق مطالعات ، افراد الگوی مصرفشان را بعد از پیام های مخفی صورت ، تغییر می دهند . و اشخاص تحت تاثیر اشاره های احساس قرار می گیرند، بدون آن که متوجه شوند احساساتشان در حال تغییر است .

همانطور که هر مصرف کننده ای می داند ، احساسات می تواند روی تصمصم گیریتان اثر بگذارد . به همین دلیل به فروشندگان اتومبیل آموزش می دهند که خوش برخورد باشند و زمانیکه در حال نشان دادن اتومبیل به خریدار هستند لبخند بزنند تا از جنبه احساس آن ها  استفاده کنند . تلاش کنید تا خودتان را در مقابل این گونه تکنیک ها محکم کنید تا نتوانند روی احساسات شما کنترل داشته باشند .

یک روانشناس می گوید : "خودتان را مجبور کنید تا در یک سطح مشخصی از استقلال باقی بمانید . نباید خیلی احساساتی شوید تا به توانایی خوب دیدن شما صدمه بزند . وقتی احساس می کنید که این شرایط پیش می آید سریع از این حالت جدا شوید "

زمانی که غمگین هستید از خریدهای بزرگ خودداری کنید . غم برای افراد یک نیاز مجازی به وجود می آورد تا شرایط روحی خود را تغییر دهند . بنابراین یک تمایل بزرگتز برای خرید اجناس جدید یا فروختن اجناسی که تا به حال داشته اند پیدا می کنند " به یک حس غمگین اجازه ندهید شما را فریب دهد تا بیشتر ازخواسته هاتان هزینه کنید .

 

+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1388/03/24 و ساعت 14 |

آدم های واقعاً مرتب و منظم را دیده اید؟ منظورم آنهایی هستند که واقعاً به نظم و ترتیب اعتقاد دارند و اصلاً در این خصوص تظاهر نمی کنند؟!                                                                                                      

خوب در احوال این آدم ها دقیق شوید . می بینید نه تنها کیف پولشان مرتب است ، بلکه میز کارشان، کمد لباسشان و آرایش و چیدمان وسایل اتاقشان هم مرتب است . اگر یک ذربین بردارید و تمام اجزای زندگی شان را نگاه کنید ، چیزی جز نظم و ترتیب هوشمندانه و وسواس و تعصبی خاص نمی بینید .                                                 

دخل و خرج این آدم ها بر طبق حساب و کتاب است . موقع حرف زدن متوجه کلامشان هستند . دوستان خود را گلچین می کنند . نظم و ترتیب بخشی از زندگی آن هاست . و اگر یک تلسکوپ بردارید از صد ها متر دورتر این افراد راتحت نظر بگیرید خواهید دید که حتی موقع راه رفتن و رانندگی نیز نظم و ترتیب آنها کاملاً مشخص است . چه با ذربین ریز شوی و در مقیاس کوچک تر ، و چه با تلسکوپ ،در مقیاس بزرگ تر همه جا رد پای آن نظم و ترتیب را پیدا خواهید کرد . برای شناخت این آدم ها لازم نیست سال ها با آن ها همنشین باشی ؛ کافی است چند صباحی با آن ها به مسافرت بروی و یا آن ها را ازا راه دور تحت نظر قرار دهی . در هر مقیاسی که برایتان راحت تر است می توانید بخش اصلی شخصیت این افراد را شناسایی کنید .مقیاس زدن همیشه در شناخت آدم ها معجزه می کند .                                                                                                                           

حتما سوال می کنید که این مقیاس زدن در علم موفقیت چه فایده ای دارد؟ با مقیاس زدن می توانید در کم ترین زمان ممکن مناسب ترین انسان رابرای بهترین جایگاه انتخاب کنید . این انسان مناسب یک روز می تواند همسر آینده شما باشد یا همکار تجاری و یا حتی یک دوست یا رفیق !                                                                

هنر مقیاس زنی در شناخت انسانها و همکاری و همنشینی با آنها معجزه می کند . در فرهنگ کشورهای مختلف نیز به شکل های مختلف کاربرد این هنر ضرب المثل شده است :                                                              

آدم خود خواه و جاه طلب را به عنوان مشاور خود انتخاب نکن چون طاقت محبوبیت تو را ندارد و به محض اینکه فرصت نصیبش شود تو را به زیر خواهد افکند.                                                                                   

یا با آدم حسود در مورد پروژه ها و طرح های جدید مشورت نکن و یا شخص ترسو را به عنوان سالار و فرمانده جنگ خود انتخاب نکن چون قبل از نبرد وحشت را در دل سربازان جای خواهد داد.                                      

یا اگر کار مهمی داری آن را به کسی بسپار که سرش شلوغ است و کار زیادی دارد چون این شخص خوب میداند چگونه یک کار را مدیریت کند و به انجام برساند .                                                                                

هر وقت در زندگی افسرده و غمگین شدی به سراغ بچه ها و جوانها پر شور برو با آنها هم بازی شو ،خواهید دید که شادی آن ها در وجود تو هم جاری می شود .                                                                                   

و یا آن گفته معروف مدیران برتر کنترل کیفیت دنیا که اگر میخواهید محصول مطمئن و سالمی از کارخانه شما بیرون بیاید تک تک بخش های کارخانه و خط تولید را منضبط و سالم کنید .                                               

به آدم های اطراف خود دقیق شوید . رفتار شاخص و برجسته هر فرد را شناسایی کنید . بعد این رفتار را در ضریبی بزرگتر یا کوچک تر ضرب کنید . می توانید ازروی رفتار شاخص همین الان هر فردی با یک مقیاس زنی ساده به زوایای پنهان زندگی خصوصی او و همین طور روابط احتمالی با انسانهای اطرافش به راحتی دست یابید . امتحان کنید . اصل مقیاس زنی و تعمیم ، معجزه می کند .

 

+ نوشته شده توسط آباد در سه شنبه 1388/03/12 و ساعت 9 |

صاحبدلی در مجلسی نشسته بود . عده ای شروع کردند به صحبت در مورد فردی خاص و راجع به رفتار و شخصیت او با حرارت اظهار نظر کردند . بحث بالا گرفت و هر کسی درباره او چیزی می گفت . در این هنگام صاحبدل مضطرب شد و بلافاصله از جا برخاست و بیرون رفت . اهل مجلس با تعجب به او نگاه کردند و مات و مبهوت دور شدن او را تماشا کردند .

روز بعد صاحبدل را دیدند که شاد و خندان در بازار راه می رود و هیچ اثری از نگرانی روز قبل در چهره اش نیست . از او دلیل ترک ناگهانی مجلس را پرسیدند . صاحبدل با لبخند گفت : " زیاد مهم نیست ! شما با طرح صحبت در خصوص آن فرد دایره ای ذهنی و نامرئی برای خود درست کردید و مرا ناخود آگاه به داخل آن دایره کشانیدید . کاری که من کردم فقط پریدن به بیرون از آن دایره و به دست آوردن آرامشم بود . پشیمان شدم که چرا زود تر، قبل از آن که دایره شکل بگیرد از آن بیرون نیامدم . ! "

به بحث و جدل های بیهوده شغلی ، مشاجرتهای خانوادگی ، نزاع های خیابانی ، جیغ و دادهای مجلسی و حتی خط و نشان کشیدن های سران کشورها توجه کنید . درهر کدام از این جدل ها ، شروع کننده بحث یک دایره فرضی و نامرئی به مرکزیت خودش می کشد و سعی می کند بقیه را به هر شکلی که شده وارد این دایره کند و دایره نامرئی و ذهنی خود را واقعی تر و ملتهب تر سازد .و شما بی آنکه متوجه باشید می بینید که ساعتها و هفته ها و حتی ماه ها و سالهاست که فریب دایره های نامرئی و غیرواقعی را خورده اید و وقت و اعصاب و عمر گرانقدر خود را صرف پرسه زدن در دایره هایی کرده اید که فقط با یک از جا بر خاستن و به دور دست دویدن می توانستید این دایره ها را محو سازید و به آرامش عمیقی که حق شماست ، برسید !

بحث کنکور در خانواده ها و فشار و عذابی که از این بابت در آغاز جوانی روی ذهن جوانان اعمال می شود ، یکی از این دایره های توهمی و عذاب آور است ، که زیباترین ایام زندگی را به ساعاتی دلهره آور و پر آشوب تبدیل می کند . و برای کسی که در خارج این دایره است قبول شدن و نشدن در آن هیچ تفاوتی نمی کند .

جر و بحث هایی که در سطح جامعه رخ می دهد ، از جملات پرخاشگرانه ای که بین رانندگان و مسافران رد و بدل می شود تا کشمکش هایی که بین فروشندگان و خریداران به وقوع می پیوندد و گفت و شنود های بی محتوا و آزاردهنده ای که در صف های مختلف اتوبوس و نان و .. به گوش من و شما می رسد ، همگی از این قبیل دایره های پوچ و بی محتوایی هستند که داخل شدن در این دایره ها نتیجه ایی جز به هم ریختن اعصاب و سلب آرامش ندارد . در این مواقع راه چاره از جا بر خاستن و دور شدن از این دایره هاست . مطمئن باشید با بیرون رفتن از این دایره چیزی از دست نمی دهید .

البته ناگفته نماند که برای ساکنان داخل این دایره که مشغول بحث های داغ و هیجان انگیز اند ، تصور این که دایره وجود ندارد و تنها در ذهن آنها واقعیت می نماید ، اساساً قابل باور نیست و آنها به خود حق می دهند که با تمام وجود در مقابل این واقعیت مقاومت کنند .

اما حقیقت این است که از دید کاینات چنین دایره ای هرگز وجود نداشته و نخواهد داشت و دیر یا زود چرخ روزگار با چرخش خود حقیقت را به ساکنان متعصب درون دایره نشان می دهد . بنابراین خردمند کسی است که مانند صاحبدل ما بلافاصله از جا برخیزد و از درون دایره به بیرون برورد . این که درون دایره چه می گذرد دیگر برای صاحبدل اهمیتی ندارد . او می خواهد به آرامشی که حق اوست برسد ، پس چرا برای ما اهمیتی داشته باشد  ؟

 

+ نوشته شده توسط آباد در شنبه 1388/03/02 و ساعت 13 |

صاحب معرفتی می گفت : " نفر اول شدن و خوب ترین بودن یک تله است ! مواظب باشید در این تله نیفتید که سقوط خواهید کرد "!

چند نفر را می شناسید که به یک رشته رزمی روی آوردند و چند هفته بعد چون دیدند که نمی توانند مانند بروس لی ، قهرمان شماره یک هنر رزمی شوند آن را رها کردند و خانه نشین شدند ؟!                                           

چند نفر را سراغ دارید که می خواستند نفر اول کنکور سراسری شوند و چند ماه مانده به آزمون میدان را واگذار کردند ، فقط به این دلیل که متوجه شدند با سرعتی که مطالعه می کنند امکان نفر اول شدن آنها کم است و در نتیجه قید درس و مشق را زدند و خودشان را به هیچ و پوچ سرگرم ساختند!!؟                                                     

چه تعداد زن و شوهر را سراغ دارید که اول زندگی می خواستند بهترین خانه ها را برای همدیگر بسازند و بعد از چند سال وقتی دیدند که هر چه جلوتر می روند بار مسئولیت زندگی سنگین تر می شود و باید بیشتر زحمت بکشند ناگهان از همه چیز بریدند و تن به جدایی دادند و سردی سپردند و تنهایی را به جای با هم بودن انتخاب کردند !؟

" همه یا هیچ " ،" یک یا صفر " ، بهترین یا بدترین " تله ای است که خیلی ها در دام آن افتاده اند و انسانهای آرزومند موفقیت و آرامش باید به شدت و با دقت و  وسواس مواظب  باشند که دراین تله نیفتند وحتی از نزدیکی این تله نیز عبور کنند.                                                                                                         خیلی جاها معمولاً و تا حد لازم خوب بودن کفایت می کند و معمولی زندگی کردن همه خوشبختی و آرامشی را که نیازمند آنیم برای ما به ارمغان می آورد . دانش آموز تیز هوشی را می شناسم که چون به اندازه نمره بیست درس نخوانده بود در امتحان شرکت نکرد و برایش نمره صفر منظور شد و در مقابل شاگرد نه چندان با هوشی را می شناسم که گیرایی چندانی نداشت اما در حد بضاعت درس می خواند و مصرانه در تمام آزمون ها شرکت می کرد و تا آخرین لحظات هم صندلی امتحان را ترک نمی کرد و با نمره معمولی فارغ التحصیل شد و الان هم شغلی با درآمد متوسط دارد و از زندگی خود راضی است .اما آن دانش اموز تیز هوش به خاطر چند بار شرکت نکردن در آزمون های مهم و حساس ، هنوز دانشگاه را به پایان نرسانده و در به در دنبال آن است که ثابت کند هنگام آزمون ها دچار بیماری بوده و به راستی مگر حقیقت غیر از این است ؟!                                                            

یک شخصیت خیلی خوب و فوق العاده مثبت را وارد یک جمع معمولی کنید و خوبی آن شخص را به رخ بقیه بکشید و به او امتیاز بدهید . کمی صبر کنید . بعد از مدتی خواهید دید که تعداد انگشت شماری از حالت معمولی به سمت حالت خیلی خوب روی می گردانند و در مقابل عده قابل ملاحظه ای ، خلق و خوی منفی و ناپسند پیدا می کنند !! با این منفی های جدید اگر صحبت کنید ودلیل رویکرد منفی شان را بپرسید ، از شنیدن  پاسخ آنها حیرت خواهید کرد ! همه آنها متفق القول یک جمله را خواهند گفت : " ما که نمی توانیم مثل آن آدم خیلی مثبت شویم ! پس مجبوریم که در همه جنبه ها خیلی منفی شویم !! " و این همان تله ای است که آن صاحبدل اول مطلب گفت.   

شاید برای بسیاری از اهل موفقیت این مقاله گران آید و آنها با اعتراض بگویند که بهترین و بالاترین شدن حق هر انسانی است و موفق ترین بودن اتفاقی است که باید برای هرانسانی رخ دهد . اما حقیقت این است که انسانهای موفق وقتی در بخشی از زندگی خود نمی توانند یک خیلی خوب منحصر به فرد باشند بلافاصله تسلیم شکست نمی شوند و خود را دست و پا بسته در دام مخدرهای دارویی و بی خیالی های ذهنی نمی اندازند ، بلکه زندگی متوسط و معمولی خود را ادامه می دهند و از آن هم لذت می برند .                                                                     

درکلاس زبان انگلیسی دو نفر وجود دارند که یکی نمره اش بیست است و آن دیگری چهارده ! به نظر شما کدام یک خوشبخترند ؟! حتماً می گویید آن که نمره اش بیست است . آن که نمره اش بیست است فقط انگلیسی بلد است ، اما آن که نمره انگلیسی اش چهارده است در کلاس زبان آلمانی هم چهارده می گیرد و در کلاس زبان روسی و عربی هم چهارده می گیرد . حال بگویید کدام یک موفق ترند ؟!                                                               

معمولی بودن اصلاً بد نیست . مهم این است که در تمام امور زندگی حد اعتدال و متوسط رارعایت کنیم و بی جهت برای اول شدن در یک شاخه ، از جنبه های دیگر زندگی خود کم نکنیم . نظر شما چیست ؟                      

 

+ نوشته شده توسط آباد در شنبه 1388/02/19 و ساعت 10 |

فرض کنید هر روز صبح راس ساعت پنج یکی ازهمسایه های شما لباس ورزشی به تن می کند و از در منزل تا نزدیک ترین پارک می دود و در آنجا به نرمش صبحگاهی می پردازد . او این کار را هر روز تکرار می کند . شما نسبت به او چه احساسی دارید ؟! بدیهی است که پشتکار او را تحسین می کنید .                                      

حال فرض کنید امروز چند دقیقه مانده به پنج صبح ، زلزله ای شدید شهر ما را تکان دهد . بدیهی است که همه سراسیمه می شوند و نگران و آشفته با دلهره و ترس ، صبحی متفاوت را آغاز می کنند . اما اگر با وجود چنین زلزله شدیدی باز راس ساعت پنج صبح همان همسایه بی تفاوت به اتفاقی که رخ داده مجداداً لباس ورزشی به تن کرد و راهی پارک شد ، این دفعه درمورد او چه فکری می کنید ؟! شاید اگر من و شما جای او بودیم ، این دفعه به خاطر اتفاق دلهره آوری که رخ داده قید ورزش صبحگاهی را می زدیم و به کاری دیگر می پرداختیم . اما این همسایه ورزشکار دو اتفاق زلزله و ورزش را به هم مرتبط نمی داند و دلیلی برای اثرگذاری اتفاق زلزله روی فعالیت ورزشی خود نمی بیند . بدیهی است که چنین فردی در دراز مدت جسم و روحی سالم و سرحال پیدا خواهد کرد .                                                                                                                                        

اما آیا ما هم در زندگی روزمره خود این  توانایی را داریم که مانع از اثرگذاری دوسویه اتفاقات و حوادث روی فعالیت های اساسی و تصمیمات بنیادی زندگی خود شویم ؟!!                                                                  

تا کنکور چقدر فرصت است ؟! همه کسانی که قصد قبولی در این آزمون را دارند از همین الان برای خود برنامه ریزی کرده اند . به تدریج با گذشت زمان و سپری شدن ایام و نزدیک شدن به لحظه آزمون خیلی از این برنامه ها دستخوش تغییر و تحول می شوند . خیلی از داوطلبان نمی توانند در زمان ذهنی خود درس هایی را که برنامه ریزی کرده بودند ، بخوانند. مساله کمبود وقت نیست بلکه بروز اتفاقاتی فرعی و پیش بینی نشده است که به طور ناخود آگاه روی جریان مطالعه تأثیر منفی می گذارد و باعث از بین رفتن زمان مفید می شود . اما نکته این جاست که آیا ما آنقدر تحمل و استقامت را در خود می بینیم که اجازه ندهیم این اتفاقات ، روی برنامه ریزی های بنیادی زندگی ما تأثیری نگذارند ؟!                                                                                    

در زندگی انسانهای موفق دقت کنید ! آنها به اندازه ما وقت و عمر داشته اند. خیلی بیشتر از ما هم در زندگی با حوادث و اتفاقات خوشایند و ناخوشایند روبه رو بوده اند . اما وجود یک مهارت اساسی  دردرون این اشخاص ، مانع از آن شده که این اتفاقات روی تصمیمات درونی و اساسی آنها اثرگذار باشد .                                        

آنها چون می دانند چه می خواهند و آن چه می خواهند چقدر برایشان ارزشمند است ، هرگز به اتفاقات محیط اطراف خود اجازه نمی دهند روی برنامه ها و فعالیت های اساسی آنها اثر بگذارند . و این رمز موفقیت همه کسانی است که از سخت ترین شرایط سربلند بیرون می آیند و با غروربه سمت قله های پیشرفت گام بر می دارند.

 همین الان خطاب به همه عزیزانی که قصد دارند در آزمون های آینده زندگی حود سربلند و پیروز باشند این نکته طلایی را یاد آور می شوم که مهم تر از برنامه هایی که برای خود ریخته اید ، جرأت ،استقامت و توانایی شما برای بی تفاوت بودن نسبت به تأثیر متقابل اتفاقات روی برنامه های اساسی زندگی شماست که در موفقیت تضمینی شما تعیین کننده می شود . یک برنامه زمانی در مسیر پیش بینی شده و درست خود ، به پیش می رود که تأثیر عوامل مزاحم در پیشرفت آن به حداقل برسد و کسی که نقش و نفوذ عوامل مزاحم را در مسیر پیشرفت برنامه ها تعیین می کند ، کسی نیست جز خود شما که اجازه می دهید اتفاقی که همین الان در حال رخ دادن است چقدر روی برنامه های شما اثر بگذارد

+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1388/01/23 و ساعت 10 |

آدم هایی را که سخت کار می کنند دیده اید ؟؟ آنها اولین کسانی هستند که حتی زود تر از وقت مقرر سر کار ظاهر می شوند و آخر وقت که ساعات کار به پایان می رسد و بقیه کارمندان راهی خانه می شوند ، آنها تازه اضافه کارشان شروع می شود . شبها کم می خوابند و در واقع اصلاً نمی خوابند و بر عکس در ساعات استراحت بین دو کار ، ادای خواب را در می آورند! از همسر و بچه بی خبرند و خود را به طور کامل وقف کار کرده اند . آنها معتقدند که بیکار نشستن کنار همسر و فرزند ، کاری بیهوده است . آنها سخت کار می کنند و به خاطر همین از بقیه طلبکار هستند ! آنها سخت به خود مغرورند و گمان می کنند هر چه می گویند درست است ! و هر تصمیمی که می گیرند عین صواب است . حق دارند !! آنها بیشتر از بقیه خود را آلوده کار کرده اند و در نتیجه در هر زمینه ای بیشتر از بقیه اطلاعات دارند . اما این آدمهای سخت کوش یک عیب بزرگ دارند که همین نقطه ضعفشان می شود و بعد از مدتی ارزش همه سخت کوشی هایشان را به باد می دهد . و آن این است که آنها به خاطر سخت کوشی فرصت تفکر و مراقبه و روشن بینی را از دست می دهند ! و به همین خاطر پس از مدتی دیگر هیچ کس آنها را جدی نمی گیرد . زمان که می گذرد بیهودگی تلاشهای شبانه روزی آنها به خاطر هوشمندانه نبودن ، آشکار می گردد و بعد از اندکی هیچ کس آنها را به خاطر نمی آورد و آنها وقتی به خود می آیند ؛ میبینند هم زندگی خود و خانواده خود را به باد داده اند و هم دیگر کسی برای زحماتشان ارج و قربی قایل نیست . حتماً حکایت آن هیزم شکن را شنیده اید که بیش از همه تبر می زد و کمتر از همه مزد می گرفت فقط به خاطر این که به خودش کمی استراحت نمی داد تا تبرش را تیز کند و ضرباتش را درست تر و بهتر وارد سازد . سخت کوشی و تلاش مستمر اصل انکار ناپذیر موفقیت است اما قبل از آن داشتن " طرح و نقشه هوشمندانه " بسیار مهمتر و تعیین کننده تر است . آیا می خواهی به ثروت برسی ؟! عالی است ! حتماً این شانس برای تو وجود دارد ولی قبل از آن کمی تأمّل کن و توانایی های الان خودت را بر انداز کن و آن چه را داری و نداری ، دقیقاً تماشا کرده و بعد از تدبیر نقشه راه موفقیت خود را ترسیم کن و در آن قدم بگذار . اگر می خواهی بعضی جاها بی گدار به آب بزنی حرفی نیست . اما همین خطر کردن و ماجراجویی هم باید طبق نقشه و حساب و کتاب باشد . چشم بسته و کورکورانه خود را در دامان مهلکه انداختن نه تنها نشان شجاعت نیست بلکه نمایشگر اوج جهل و نادانی است . یکجا نشستن ، فکر کردن و نقشه ریختن قبل از عمل ، برای هر کاری وقت کنار گذاشتن و هیچ ارزشمندی را قربانی نکردن و در عین حال مصمم بودن و از پا ننشستن و تلاش خستگی ناپذیر ،شرط موفقیت در هر کاری است .                                                                                                                                           

می گویند زمانهای دور پسری بود به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست با دستانش کار با ارزشی انجام دهد . این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرار داشت خیره می شد  و هیچ نمی گفت . روزی شاهزاده ای از کنار کلیساعبور کرد و پسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید . ازاطرافیان در مورد پسر پرسید . به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسا می آید و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید . شاهزاده دلش برای پسرک سوخت . کنار او آمد و آهسته به او گفت : " جوان ! به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ ! بهتر است برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی ! " و پسرک در مقابل چشمان حیرت زده پرنس مصمم و جدی به سوی او برگشت و در چشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد :" من همین الان در حال کار کردن هستم ! " و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد .                                                                            

پرنس از جا برخاست و رفت . چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه با شکوه از حضرت داوود ساخته است . مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید . نام آن پسر " میکل آنژ" بود !                                                                                                              

 

+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1387/12/18 و ساعت 15 |

رم یک شبه ساخته نشد! تخت جمشید هم همین طور ! برای ساختن اهرام ثلاثه مصر ده ها سال وقت شد و بیش از صد سال طول کشید تا دیوار بزرگ چین سصرف اخته شد !                                                                   

رم را یک نفر نساخت ! تخت جمشید را هم همین طور ! و برای اهرام ثلاثه هزاران نفر به شکل های مختلف زحمت کشیدند و کار ساختن دیوار چین فقط بر عهده یک نفر نبود !                                                           

پس چرا باوجودی که همه می دانیم برای انجام کارهای بزرگ بایدهمه انسانها از قشر های مختلف دست به دست هم دهند و سالها وقت صرف کنند ، باز هم مشتریان عجول و کم صبر راه حلهای کپسولی و انفجاری این قدر زیاد شده است ؟ و به تبع آن تعداد فروشندگان شیوه های جرقه ای و راه حلهای بسته ای هم افزایش یافته است؟ خوب به اطراف خود دقت کنید !                                                                                                                   

اغلب بچه ها دیگر مفهومی و عمیق درس نمی خوانند . همه به دنبال فرمولهای حفظی و سریع و به قول معروف شاه کلید همه قفل های درسی هستند . برای دانش آموز اصلاً مهم نیست که این فرمول از کجا آمده و یا دامنه اعتبار آن تا کجاست . این که فقط فرمول کار کند برای او کفایت می کند .!                                                  

به شیوه کار بعضی از مهندسان نسل جدید دقت کنید ! نقشه های آماده و بی دردسر و فایل های از قبل آماده نرم افزاری همه آن چیزی است که آن ها ازدانش مهندسی دانشگاه به خاطر دارند .                                           

عده زیادی از نسل فعلی بسیار عجول و شتاب زده به دنبال اهداف خود هستند و میخواهند همه چیز رایک جا داشته باشند و با نام خود سند بزنند . همه دریایی هستند به عمق یک میلی متری ! به همه چیز اشراف دارند ولی عمق اطلاعاتشان بیشتر از یک بند انگشت نیست !چرا چون همه همت وپشتکار و صبوری یک جا نشستن و روی یک موضوع عمیق و جامه کار کردن را نداشته اند . آنها عجله داشته اند که زودتر به پایان کار برسند غافل از آن که هرچه سریعتر رشد کنی وقد بکشی ، اسکلت و استخوان بندی ات ضعیف ترمی شود . و این تاوان سنگینی است که نسل فعلی به خاطر شتاب و زود به مقصد رسیدن می پردازد.                                                       

کاینات بسیار صبور و شکیبا جلوه می کند و فقط آنها که سال ها عمر کرده اند ،می فهمند که کاینات و جهان هستی اصلاً عجله ندارند و نسبت به شتاب انسانها کاملاً بی اعتناست و صبورانه طبق قوانین مشخص خود عمل می کند . کاینات برای هر اتفاقی زمانی مشخص و ثابت تعیین کرده است که هر چند این زمان قابل تغییر و کنترل است اما پیش شرطش آن است که بستر و شرایط ، برای سرعت گرفتن و شتاب بخشیدن قبلاً مهیا شده باشد . درست مثل آن که برای رانندگی سریع در یک جاده فقط داشتن اتومبیل سریع کافی نیست بلکه باید جاده و راننده های دیگر هم آمادگی پذیرش یک اتومبیل سریع را داشته باشند و فقط یک مادر سالم و سر حال می تواند نوزادی سالم را به دنیا بیاورد .                                                                                                                                     

باید یاد بگیرید که به صبر طبیعت احترام بگذاریم و ساعت درونی خود را با ساعت کاینات تنظیم کنیم . اگر مهارتی بلد نیستیم ، بپذیریم که باید در محضر استاد سال ها شاگردی کنیم و با دقت ، هر چه را می گوید به گوش دل بسپاریم . تنها از این مسیر است که می توانیم امیدوارباشیم روزی استادانه کار کنیم .

+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1387/11/27 و ساعت 11 |

  سرویس انتقال مکالمه یا دایورت یا (  Call Forwarding )

مشترک با این سرویس میتواند مسیر مکالمه را از تلفن خود به شماره ای دیگر _ در سه حالت : بلادرنگ ، در زمان اشغال ، و در زمان جواب ندادن –  انتقال دهد. مثلا زمانیکه یک پزشک از منزل خارج می شود با معرفی شماره مطب خود کاری کند که کلیه افرادیکه به منزل وی زنگ می زنند بطور اتومات ، مطب او زنگ بخورد یا اگر کسی به خانه او زنگ زد و شماره اش مشغول باشد به مطب زنگ بخورد و یا اگر بعد از سه زنگ کسی جواب نداد زنگ چهارم بطور اتومات به مطب بخورد.

 

کدهای فعال و غیر فعال نمودن این سرویس در حالات فوری ، اشغال و بعد از سه زنگ بترتیب زیر است . با * سرویس فعال و با  # غیر فعال می گرد

 

                فعال فوری  :   # شماره مقصد  * 21*     غیر فعال کردن :  #21#                           

                فعال بعداز  اشغال :  # شماره مقصد *60*  غیر فعال کردن:  #60# 

                فعال بعد 3 زنگ : # شماره مقصد * 65*  غیر فعال کردن :   # 65#

محاسن :

 با این سرویس میتوان تلفن خانه را در محل کار و تلفن محل کار را در خانه یا موبایل پاسخ داد.با این سرویس تلفن – بطور موقت - بصورت نرم افزاری در داخل شهر یا کشور تغییر مکان پیدا می کند و مشترک فرصتها را شکار می کند و از زمان و مکان و منابع حداکثر استفاده را می کند.

با سرویسهای مخابراتی میتوان ضریب دسترسی عناصر ارتباطی را زیاد کرد که این مهم موحب افزایش بهره وری اجتماعی و رشد بهداشت روانی جامعه می شود.  با این سرویسها زمینه برای جایگزینی مکالمه به جای مراجعه فراهم می شود 

+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1387/11/06 و ساعت 13 |

سرویس شماره گیری مخصر( ABB)

با کمک این سرویس میتوان با زدن چند دکمه روی گوشی شماره ای که از قبل در حافظه مرکز مخابرات ذخیره کرده ایم را گرفت. فرق آن با حافظه روی دستگاه گوشی تلفن نیز این است که شماره حافظه روی گوشی به مرکز ارسال می شود و زمان زنگ خوردن شماره ثانی زیاد است. اما هر مشترک می تواند حدود 20 شماره را در مرکز تلفن کد کند و در زمان نیاز با زدن کد بلافاصله به شماره مربوطه مشابه آیفون وصل شود  که با این سرویس دقت و سرعت و بهره وری از زمان بیشتر می شود

+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1387/10/29 و ساعت 13 |

سرویس کنفرانسی

با کمک این سرویس  شما می توانید همزمان با دو نفر صحبت کنید. این سرویس تنها سرویسی است که حق آبونمان ماهیانه دارد. شما استفاده از این سرویس باید به یک دفتر خدمات ارتباطی مراجعه کنید و فرم درخواست مربوطه را تکمیل کنید . پس از دایر نمودن سرویس می توانید بطور همزمان در زمان نیاز با دو نفر صحبت کنید و دقیقا همانند زمانیکه دور یک میز جلسه می گذارید.

مزایا :

صرفه جویی در زمان و مکان و عدم نیاز به مراجعه فیزیکی می تواند از مزایای این سرویس باشد.

+ نوشته شده توسط آباد در یکشنبه 1387/10/22 و ساعت 9 |