تبليغاتX
دنيــــاي ان. ال. پی ای کاش می شد که کسی می آمد. این دل خسته ما را می برد. چشم ما را می شست . راز لبخند به لب می آموخت. کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود . کاش می شد که غم و دلتنگی . راه این خانه ما گم می کرد . و دل از هر چه سیاهیست رها می کردیم . و سکون جای خود را به هم آوایی ما می بخشید . و کمی مهربانتر بودیم . کاش می دانستیم راز این رود حیات که به سر چشمه نمی گردد باز. کاش می شد کسی می آمد باور تیره ما را می شست . و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست . و کسی می آمد و به ما می فهماند . از خدا دور شده ایم
دنيــــاي ان. ال. پی
برنامه ریزی عصبی - کلامی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

از عارفی پرسیدند : آیا " زیر تیغ " هم می توان لبخند زد ؟ او تبسمی کرد و گفت : " چرا که نه ؟! ما همه زیر تیغیم ! "

فکر می کنید برای رفتن " زیر تیغ " چند تا اتفاق لازم است رخ دهد و چقدر زمان باید بگذرد تا انسان ، آسمان آبی را از دست بدهد و مستحق زیر تیغ شود ؟! حقیقت این است که فقط یک اتفاق ساده در یک لحظه می تواند همه چیز را دگرگون سازد و انسانی را که تا چند ثانیه قبل بهترین و قابل اعتماد ترین شخص عالم بود و به یک باره به محکومترین فرد تبدیل کند . اما سوال این است که این اتفاقات ساده که انسان را مستحق زیر تیغ می کنند چگونه شکل می گیرند !؟ و پاسخ این سوال بسیار ساده است : " شروع این اتفاقات زمانی است که انسان محکوم کردن را شروع می کند! "

بزرگترین نعمتی که خداوند عالم به انسان عطا کرده نعمت عقل و استدلال است . عقل شبیه چاقوی تیزی است که مناسب را از نامناسب جدا می کند و انسان با کمک این نعمت می تواند مناسب ترین شرایط زندگی را برای خود فراهم کند . اما همین چاقوی تیز ، بعضی مواقع بلای جان انسان می شود و به تیغی آویزان بالای سر تبدیل می شود که زندگی را به کام انسان تلخ می سازد .

فکر می کنید دلیل این همه بی رحمی و سنگدلی در جامعه و حتی در سطح جهان چیست ؟! اگر می خواهید پاسخ این سوال را بدانید روی اخبار رسانه ها ، تأمل کنید ! خواهید دید که به طور حساب شده و نامرئی تلاش می شود مردمان بی دفاع کشوری که قرار است مورد بی رحمی قرار بگیرند ، بد جلوه داد شوند و ذهنها برای محکوم کردن آن مردمان بی دفاع شست وشو داده شود . وقتی رسانه ها موفق شدند ذهنها را وادار به محکومیت جمعی کنند ، آنگاه بی رحمی آغاز می شود و هیچ کس هم نسبت به این همه خشونت واکنشی نشان نمی دهد .

چرا ناگهان دو دوست صمیمی با یکدیگر گلاویز می شوند و مانند دو دشمن جدی قصد جان یکدیگر را می کند ؟! پاسخ خیلی ساده است ! یکی از طرفین احساس می کند که آن دیگری به خاطر خطایی که کرده محکوم به مجازات و سزاوار کتک خوردن است و باید سر جایش نشانده شود و بعد از این محکوم سازی ذهنی است که بدن وادار به حکم عقل می شود ، واکنش های ناخودآگاه بدن شروع می شود و آن چه نباید رخ دهد اتفاق می افتد .

قدرت محکوم سازی آن قرد زیاد است و کرو کور شدن انسان ها بعد از رسیدن به مرحله محکوم کردن، آن چنان قوی است که متأسفانه همیشه بعد از طغیان خشم و دشنام و برخوردهای فیزیکی ، تازه انسان متوجه خطای خود می شود و از کرده پشیمان شده و به فکر جبران می افتد . جبرانی که خیلی مواقع دیر است و فقط تیغ است که حکم می دهد .

بله زیر تیغ هم میتوان لبخند زد و شاد بود ! به شرطی که انسان یاد بگیرد به راحتی توسط دیگران پر نشود و با دیدن و شنید ن چند خبر خود را سراسیمه به حالت صدور حکم و محکوم کردن سریع ، نرساند . چرا که بعد از حکم کردن دیگر نمی توان جلوی فعالیت های تکمیلی ذهن برای اجرای حکم را گرفت و بدن به تبعیت ذهن به طور ناخود آگاه شروع به واکنش هایی می کند که چه بسا برگشت ناپذیر و غیر قابل جبران باشد .

علت شیوع خشونت و بی رحمی شدید در جهان و حتی بین مردمان یک کشور و افراد یک قبیله و فامیل ، چیزی نیست جز شست و شوی مغزی انسانها توسط اخبار و نقل قولهای متنوع ، اما جهت دار .

در مقابل این رسم و عادت زشت محکوم کردن ، انسان دارای خصیصه متعالی و خدایی است که بخشیدن چشم پوشی نام دارد . حتی در مقابل بزرگترین خطاها وقتی انسان با وسعت دل و بلند نظری با خطاکار بر خورد می کند واشتباه آدمهای نادم و پشیمان را نادیده می گیرد ، ناگهان زنجیره بی رحمی و شقاوت قطع می شود و مهر و صلح در جمع حاکم میگردد . در این لحظه است که حتی زیر تیغ هم می توان لبخند زد !

ارسال در تاريخ دوشنبه 1388/08/11 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
به نظر می رسد جدال میان دنیای متفاوت زنان و مردان را پایانی نیست .

مرد و زن با یکدیگر متفاوتند . نه بهتر و نه بدتر! مردها از رانندگی زنان ، از سر و ته گرفتن نقشه ، نداشتن حس جهت یابی و زیاد حرف زدن آنها شکایت می کنند . مردها هرگز نمی توانند لنگه جورابشان را که درگوشه ای پرت کرده اند پیدا کنند . اما سی دی های موسیقی شان را به طور الفبایی و مرتب بایگانی می کنند . زن ها همیشه می توانند سوییچ گمشده شان را پیدا کنند اما به ندرت مقصدی را در مسیری سر راست می یابند .مردان فکر می کنند منطقی ترند و زن ها اطمینان دارند که منطقی ترین اند .

حس زنانه : مهارت های حسی خانم ها بسیار ظریف تر و دقیقتر از آقایان است . خانم ها متوجه کوچکترین تغییر و تحول در آقایان و طرز رفتار و حرکاتشان می شوند . اسکن های مغزی نشان می دهد حداقل 70% فعالیت مردان در هنگام استراحت خاموش است در صورتی که 95% فعالیت مغزی خانم ها در هنگام استراحت برقرار بوده و به طور مرتب سیگنال های اطلاعاتی را ازپیرامون دریافت کرده و تحلیل می کنند . زن ها از ترس ها ، شیطنت ها ، ماجراهای عاطفی ، امیال و آرزوهای اطرافیان و دوستانشان به خوبی با خبرند در صورتی که مردان به ندرت حتی متوجه بزرگ شدن موجودات کوچکی که با او زیر یک سقف زندگی می کنند می شوند .

مردان دارای دید تونلی هستند و به این دلیل برای اینکه بخواهند به خانمی نگاه بیندازند باید سر خود را بر گردانند اما زنان با داشتن دایره دید وسیع تر وبه دلیل منشورهای بیشتری که در شبکیه چشم دارد توانایی بیشتری در تشخیص رنگ با جزییات زیاد دارد . زمان حداقل یک زاویه 45 درجه ازهر طرف سر را در آن واحد می توانند زیر نظر داشته باشند . خانم ها اگر مشکل آقایان را در دیدن اشیا نزدیک درک کنند ، زندگی راحت تری خواهند داشت . دید چشمان مردان برای مسافت های دور تنظیم شده است . وقتی زنی به شوهرش می گوید : " داخل کمد است " بهتر است مرد با اعصابی آرامتر به جست و جو ادامه دهد .

در بررسی های مغزی ام آر آی مشخص شده است که وقتی مرد می خواهد حرف بزند نیمکره چپ مغز او فعالیت شدیدی آغاز می کند تا مرکزی برای حرف زدن پیدا کند ، جای زیادی نمی یابد . مردان سخنوران خوبی نیستند . بعد از یک میهمانی دختر نوجوان درباره تمامی جزییات به راحتی صحبت می کند  اینکه چه کسی چه چیزی پوشیده .... در صورتی که از یک پسر جوان سوال کنید من من کنان می گوید : " ....ا .... بد نبود . "

خانم ها می توانند از دو نیمکره مغز خود در یک زمان استفاده کنند . این است که بیشتر مردهای دنیا از اینکه زنشان به آنها می گوید بپیچ به راست در حالی که منظورش چپ است شکایت دارند . مغز مرد غرفه بندی شده وبه همین دلیل در یک زمان تنها یک کار می تواند انجام دهد . به همین علت اگر با مردی که دارد ریش می زند صحبت کنید صورتش را می برد . زنها حرف زدن را وسیله ایجاد در رابطه می دانند  ولی وقتی مردی حرف می زند یعنی می خواهد واقعیت ها را به هم ربط دهد . مرد تلفن را وسیله انتقال اطلاعات و زن وسیله ارتباطی می داند . زن ها بیشتر از روی لحن صدا ، اشاره ، زبان ، دست و صورت منظور خود را می رسانند . در نتیجه معنی و مفهوم واژه ها برایشان اهمیتی ندارد . اما جملات برای مردان تاکتیک بسیار مهمی برای ارایه معنی و مفهوم است . برای یک جدل موفقیت آمیز مرد باید درک کند که منظور زن از واژه هایی که به کار می برد معنی دقیق آنها نیست .

اسکن های مغزی نشان می دهد که مرد به اندازه زن احساس عاطفه می کند ، منتها از ابراز آن خودداری می کند . تجسم مکانی اکثر خانم ها محدود است .آنها در دیدن و تشخیص اشکال دو بعدی استادند اما تجسم مکانی یکی از قوی ترین توانایی های موجود است که در نیمکره راست مغز مردان است . مردان توانای بسیار زیادی در تجسم اشکال سه بعدی و اضافه کردن بعد عمق به اجسام دارند . به همین دلیل است که 91% مهندسان و 98% خلبانان مرد هستند .به همین دلیل هرگز به یک خانم این گونه آدرس ندهید که "یک کیلومتر به طرف غرب برو ......"به جای آن مسیری را با جاهای مشخص بگویید .دستگاه حسی برتر زن فوراً اطلاعات را گرفته و تحلیل می کند . از این روست زنان دروغ را از یک فرسخی تشخیص می دهند . آقایان در صورتی که دروغ می گویند بهتر است این کار را از راه دور به وسیله تلفن یا نامه انجام دهند .خانم ها به تغییرات لحن صدا ، زیرو بمی و بالا پایین بودن آن بسیار حساس اند .   

بسیاری از مشکلات به دلیل عدم درک تفاوتهای بیولوژیکی زن و مرد ایجا د می شود.  شاید اگرازابتدا هر کدام از دو جنس درک درستی ازیکدیگر داشته باشند هرگز بسیاری از مسایل و مشکلات پیش نیاید
ارسال در تاريخ دوشنبه 1388/07/20 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

اگر

 B   C   D   E   F   G   H   I  J   K  L  M   N  O  P  Q  R  S  T  V   X  Y  Z

برابر باشد با

۲۶  ۲۵  ۲۴ ۲۳ ۲۲ ۲۱ ۲۰  ۱۹  ۱۸ ۱۷ ۱۶  ۱۵ ۱۴  ۱۳ ۱۲  ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳  ۲  ۱

HARD WORK (  تلاش سخت )

H +A+R+D+W+O+R+K

 ۹۸٪ = ۱۱+ ۱۸ + ۱۵+ ۲۳ + ۴ + ۱۸ + ۱ +۸  

 

KNOWLEDGE (دانش  )

K+N+O+W+L+E+D+G+E

۹۶٪ = ۵ + ۷ + ۴ + ۵ + ۱۲ + ۲۳ + ۱۵ + ۱۴ + ۱۱

 

LOVE (  عشق)

L+O+V+E

 ۵۴٪ = ۵  + ۲۲ + ۱۵ + ۱۲

 

LUCK ( شانس )

L+U+C+K

۴۷٪ = ۱۱ + ۳ + ۲۱ + ۱۲

 

همه ما فکرمی کردیم اینها بهترین ها باشند نه؟؟

 

پس چه چیزی 100% را می سازد ؟

 

MONEY  ( پول )

M+O+N+E+Y

 ۷۲٪ = ۲۵ + ۵ + ۱۴ + ۱۵ + ۱۳

 

LEADERSHIP (  رهبری)

L+E+A+D+E+R+S+H+I+P

۸۹ ٪ = ۱۶ + ۹ + ۱۹ + ۱۸ + ۵ + ۴ +۱ +۵ +۱۲

 

هر مشکلی راه حلی دارد ، شاید فقط لازم است نگرشمان را عوض کنیم !

برای رسیدن به اوج 100%

روی چه چیزی کار کنیم ؟

 

ATTITUDE ( نگرش )

A+T+T+I+T+U+D+E

۱۰۰ ٪ = ۵ + ۴ + ۲۱ + ۲۰ + ۹ + ۲۰ + ۲۰ + ۱

اگر نگرش ما به زندگی و گروه وکارمان عوض شود زندگی 100% خواهد شد؟ !!

نگرش همه چیز را تعیین می کند .

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 1388/07/05 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

شعله یک شمع با برافروختن شمع دیگری خاموش نمی شود .

اکنون فکر کنید و به این سوالات پاسخ دهید :

1 . پنج نفراز ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید.

2 . برنده های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید

3 . آخرین ده بازیگر برتر اسکار چه کسانی بودند. ؟

نمی توانید پاسخ دهید ؟ نگران نباشید هیچکس این اسامی ار به خاطر نمی آورد.! روزهای تشویق به پایان می رسد! نشانه های افتخار خاک میگیرند ! برندگان به زودی فراموش می شوند!

اکنون به این سوالات پاسخ دهید :

1 . نام سه معلم خود را که در تربیت شما موثر بوده اند ، بگویید .

2 . سه نفر از دوستان خود را که در مواقع نیاز به شما کمک کردند ، نام ببرید .

3 . پنج نفر از کسانی که از هم صحبتی با آنها لذت می برید ، نام ببرید.

حالا ساده تر شد نه؟ افرادی که به زندگی شما معنی بخشیده اند، ارتباطی با " ترینها " ندارند.آنها کسانی هستند که به فکر شما هستند ومراقب شما .

کمی بیندیشید. زندگی خیلی کوتاه است.و شما در کدام لیست قرار دارید ؟  

همه ما خودمان راچنین متقاعد می کنیم که با ازدواج زندگی بهتری خواهیم داشت ، وقتی بچه دار شویم بهتر خواهد شد ، وبا به دنیا آمدن بچه های بعدی زندگی بهتر ... ولی وقتی می بینیم که کودکانمان به توجه مداوم نیازمندند ،. خسته می شویم. بهتر است صبر کنیم تا بزرگتر شوند. فرزندان ما که به سن نوجوانی میرسند ، باز کلافه می شویم، چون دایم باید با آنها سروکله بزنیم. مطمئنا اگر بزرگتر شوند و به سنین بالاتر برسند خوشبخت خواهیم شد .

باخود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد که :

همسرمان رفتارش را عوض کند ؛ یک ماشین شیکتر بخریم ؛ بچه هایمان ازدواج کنند ؛ به مرخصی برویم ؛ و در نهایت بازنشسته شویم ...

حقیقت این است که برای خوشبختی هیچ زمانی بهتر از همین الان وجود ندارد. اگر الان نه ، پس کی ؟ زندگی همواره پر از چالش است.

همه ما خیال میکنیم که زندگی ، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود که موانعی که سر راهمان هستند کنار بروند : مشکلی که هم اکنون با آن دست و پنجه نرم می کنیم ؛ کاری که باید تمام کنیم ؛ زمانی که باید برای کاری صرف کنیم ... بعد از آن زندگی ما زیبا و لذت بخش خواهد بود!!

بعد از آنکه همه اینها را تجربه کردیم ، تازه می فهمیم که زندگی همین چیزهایی است که که ما آنها را موانع می شناسیم!! این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم که جاده ای به سوی خوشبختی وجود ندارد. (خوشبختی ، خود همین جاده است )

برای آغاز یک زندگی شاد لازم نیست که در انتظار بنشینیم : در انتظار فارغ التحصیلی ، بازگشت به دانشگاه ، کاهش وزن ، افزایش وزن ، شروع به کار ، ازدواج ، شروع تعطیلات ، صبح جمعه ، در انتظار دریافت وام جدید ، خرید یک ماشین نو ، باز پرداخت قسطها ، بهار وتابستان و پاییز و زمستان ، اول برج ، پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون ، مردن ، تولد مجدد و ...

خوشبختی یک سفر است ، نه یک مقصد . هیچ زمانی بهتر از همین الان وجود ندارد. زندگی کنید و از حال لذت ببرید . هرگز فراموش نکنید که مهمترین چیز در زندگی ، کمک به سایرین برای برنده شدن است.. حتی اگر به قیمت آهسته تر رفتن و تغییر در نتیجه مسابقه ای باشد که ما در آن شرکت داریم . زیرا از اعماق درونمان می دانیم که در زندگی چیزی مهمتر از برنده شدن خودمان وجود دارد

                                             

ارسال در تاريخ یکشنبه 1388/06/22 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

کنار خیابان ایستاده اید . خسته و کوفته منتظرید یک تاکسی خالی از راه برسد . اما آخر شب است و تمام تاکسی ها از مسافر پر هستند . رو به سوی آسمان می کنید و از خدا می خواهید برای تان یک تاکسی خالی بفرستد . مدتی نگذشته که یک تاکسی خالی پیش پای تان ترمز می کند . با خوشحالی سوار می شوید و با خنده می گویی : ای کاش آرزوی بزرگتری می کردم! و بعد فراموش می کنید . دنبال کتابی می گردید ، اما پیدایش نمی کنید . د ر دل خود ازکاینات می خواهید کتاب را به شما برساند . هنوز چند قدم دیگر نرفته اید که دست فروشی را می بینید که روی زمین بساط پهن کرده و با التماس از شما میخواهد که آن کتاب را از او بخرید . شما حیرت زده آن را می خرید و ته دل تان می گویید : " عجب حسن تصادفی! ای کاش چیز بزرگتری می خواستم!؟" و بعد فراموش می کنید .

فرض کنید پرنده ای سفید اما نامرئی بالای سرتان به طور شبانه روز پرواز می کند و تصور کنید اسم این پرنده مرغ آمین است و هر دعایی را که شما بر لب آورید و یا حتی در دل بگردانید بلافاصله آمین می گوید و اجابت می کند . برای پرنده مهم نیست دعای شما کوچک و بی اهمیت باشد یا بزرگ و حیرت آور . پرنده وظیفه اش اجابت دعای درون شماست . حال سوال این است ؟ چه دعایی می کنید ؟

آیا دعا میکنید صد هزار تومان پول داشته باشید ؟ یک میلیون؟ یا صد میلیون؟... چرا جایی متوقف می شوید و بالاتر نمی روید ؟! نکند فکر می کنید اگر بیش از اندازه معینی دعا کنید و آرزو داشته باشید از سهمیه مجاز خود تجاوز کرده اید و دیگر مرغ آمین شما را جدی نمی گیرد؟ اما اگراین طور نباشد چه طور ؟

در کتاب "هفت قانون معنوی موفقیت" دیپاک چوپرا ، اولین قانون ، بی نهایت بودن فضای امکانات بالقوه در اختیار انسان است . یعنی اولین قانون معنویت پذیرش و درک درونی و عمیق این حقیقت است که دنیا و نعمت های آن بسیار بسیار بیشتر از چیزی است که بتوان حتی تصورش را کرد و در این دنیا تحقق و اجابت و واقعی شدن هر رویا و آرزویی امکان پذیر است .

در واقع وقتی ما در دل خود دعا و آرزو را زمزمه می کنیم ، در حقیقت اعتماد ما به موجودی است که قدرت و توانایی اش بی نهایت است و می تواند هر خواسته ای را اجابت کند در غیر این صورت دیگر آرزو ، فایده ای ندارد. فکر می کنید چرا خیلی ها به حقوق بخور و نمیر و شرایط سخت عادت می کنند ؟ دلیلش خیلی ساده است چون فکر می کنند نعمت ها و ثروت های دنیا قبلا بین اهل دنیا تقسیم شده و سهم آنها از زندگی همین است .

خیلی ها از مرغ آمین فقط یک تاکسی خالی ، یا یک کتاب معمولی می خواهند طبیعی است که بلافاصله به خواسته خود می رسند . کاینات هم بسته به جدی بودن در خواست ، طلبشان را اجابت می کند . به گفته راز : " 1 خواستن 2 هم جهت بودن با آن 3 دریافت "

البته کم نیستند مخالفانی که می گویند آرزوهای بشر سقفی دارد و بی نهایت نیست ، اما معتقدان به تمام نشدنی بودن رحمت و برکت کایننات همیشه سوالی می پرسند و آن این است " اگر بی نهایت بودی چی ؟ آیا آن موقع پشیمان نمی شویم که چرا آرزوهای بیشتر و بزرگتری در دل نپرورانیم ؟ "

ارسال در تاريخ شنبه 1388/06/07 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

اصلاح الگوی مصرف ،انسان ارتباطی ، مخابرات و ارتباط آنان با هم

ما در عصر ارتباطات زندگی می کنیم ، عصری که شاخص درجه اول فرهنگها دیگر صنعت نیست ، بلکه ارتباطات است . در این عصر ، دنیای مدرن ، با جریان عظیم و باور نکردنی اطلاعات و تغییرات ناشی از آن مشخص می شود .

سیلابی از اطلاعات دیدنی ، حس کردنی و شنیدنی ، از طرف جوامعی بسوی ما سرازیر است ، که اطلاعات و ابزار انتقال آنرا ، به عنوان یک قدرت نا محدود در اختیار دارند و در عصر حاضر نیز همین قدرت ، جوامع را از یکدیگر متمایز می سازد.

شاید پول زمانی به منزله سوخت و عامل حرکت جامعه صنعتی بوده ، ولی سوخت و نیروی جامعه اطلاعاتی ، دانش و آگاهی است و ما شاهد ایجاد ساختار طبقاتی تازه ای هستیم که بر اساس آن ، گروهی صاحب اطلاعاتند و  گروهی دیگر ناچار به عمل آگاهانه و یا جاهلانه از محصولات آنان . تنها خلا بزرگ عصر حاضر ، عدم باور های آرام ساز و معنوی سیراب کننده ذهن بشر است .

نکته قابل ملاحظه این است که در این دنیای مدرن ، که اطلاعات ابزار قدرتمندان است ، یک جوان کم سن و سال نیز می تواند سازمانی به وجود آورد و با کمک آن  دنیایی را تغییر دهد.

ما براحتی می توانیم با اتکال به فرهنگ غنی معنوی و اتکا بر منابع عظیم درونی و بیرونی اطرافمون ، بطریقی چهره جهان  را دگرگون سازیم که الگویی مناسب برای بشر باشد.

در این مسیر  باید به سه عنصر دانش و مهارت و اشتیاق توجه فراوان داشت. دانستن دقیق کار ، نحوه انجام آن و اشتیاق برای انجام دادن آن ، سه مولفه اساسی است که برای رسیدن به مقصود باید رعایت شود.

ما به عنوان اشرف مخالوقات هستی و بزرگترین شاهکار خالق نظام ، اگر بخواهیم به قله های رفیع سعادت دست یابیم ، ابتدا باید خود و جایگاه را در نظام هستی بهتر و دقیقتر بشناسیم و جریان حاکم بر طبیعت را نیز با تعمق و تامل بیشتری تشخیص دهیم  و سپس به عنوان عنصری از مجموعه نظام هستی ، دست در دست یکدیگر ، مسیر عزت واقتدار و سربلندی را با تلاش و پشتکار به پیماییم .

در سال 1388 ، اصلاح الگوی مصرف ، باید سرلوحه کارمان باشد ، ارتباطات ومخابرات در این مسیر پر فراز و نشیب ،  به عنوان زیر بنای زیر بناها ، بستر ساز حرکت سریع انسانها به قله های رفیع سعادت شده است و در خیلی از کشورها  با کمک ساده ترین سرویسهای مخابراتی توانسته اند هزینه زندگی را کاهش ، امنیت و بهداشت روانی جامعه را افزایش دهند.

به عنوان نمونه چند سرویس ساده اما نا آشنای مخابراتی که به طرز چشمگیری می تواند چهره زندگی در ایران را تغییر دهد و در راستای اصلاح الگوی مصرف ، نقش عمده ای در جهت صرفه جویی وقت ، هزینه ، انرژی و کاهش ترددهای غیر ضرور و ترافیکهای کاذب شهری و بین شهری ایفا کند ، به امیدی مرور می کنیم که از طرف شما خواننده عزیز مورد توجه و تامل قرار گیرد و از آنها بتوانید استفاده موثر بنمایید.

عموما ،ارتباطات در کشور ما ، به مکالمه فردی با فرد دیگر ، در یک نقطه خاص محدود می شود ، اما با پیشرفت فن آوریها و سیستمهای مخابراتی و امکان بهره برداری چند منظوره از تلفن ، عموم مردم قادرند که بتوانند بسیاری از امور روزمره را با تلفن انجام دهند.

در روزنامه امروز- 3/5/88- خراسان و بصورت اتفاقی در حین نوشتن این سطور ، تیتری در صفحه 11 روزنامه توجه بنده  را  به خود جلب کرد." تنها یک درصد دستگاه های دولتی خدمات را به صورت الکترونیکی ارایه می کنند!" . شایسته دیدم توجه شما رهنورد محترم را به  فرازهایی از این نوشته،  که کار سرکار خانم زهرا حاجیان می باشد  جلب نمایم ، تا بهتر بتوانم از ساده ترین سرویسهای مخابراتی به عنوان الفبای دولت الکترونیک حرف بزنم.

" مجری راه اندازی نخستین روستاهای اینترنتی کشور  اعلام کرد که با وجود هزار وب سایت دستگاههای دولتی و خصوصی ، تنها حدود 1275 خدمت الکترونیکی دو سویه به مردم قابل ارایه است .  دکتر علی اکبر جلالی خاطر نشان می کند که اغلب این خدمات ، صرفا در زمینه بانکی و خدمات است و هنوز این حرکت برای بسیاری از اقشار ملموس نشده است . وی با بیان اینکه تنها حدود  1%  دستگاه های دولتی خدمات خود را به صورت الکترونیکی به مردم ارایه می کنند ، افزود: در شهر سیول بیش از 6 هزار خدمت و  شهر یوتا 1154 خدمت  بصورت الکترونیکی ارایه می شود که اگر در کل کشور کره جنوبی در نظر بگیریم چند صد برابر این رقم خواهد شد. ایشان در ادامه می گوید با تحقق شهر الکترونیک مشهد باید بتوان با ورود به سایت شهر مشهد ، به کلیه نیازها و خدمات  این شهر بدون نیاز به حضور فیزیکی دست پیدا کرد. وی فرهنگ سازی را مهمترین اقدام در راه تحقق شهر الکترونیک  اعلام داشته و می افزاید که : متاسفانه در کشور ما آگاهی عمومی در این زمینه بسیار اندک است ، بطوریکه حتی این آگاهی در بین کارکنان وزارت ارتباطات نیز بسیار اندک است ، به صورتیکه که به گفته معاون وزیر ارتباطات ، 90% کارکنان این وزارتخانه ، هنوز دستشان به صفحه کلید نخورده و این بسیار تاسف بار است . این موضوع در مورد کارکنان بانکها نیز در بسیاری موارد صدق می کند."

مرور اینگونه مطالب  ، شاید تلنگری باشد که بدنبال حلقه مفقوده باشیم و در این راستا اگر تقویم عمر مخابرات که نقش اصلی را در استقرار دولت الکترونیک بر عهده دارد ، ورق بزنیم ، به صفحاتی بر خواهیم خورد که در بسیاری از امور ، بر توسعه کمی بدون امعان نظر کیفی – به دلایل مختلف –  اصرار ورزیده شده است . در زمانهایی نیز ، سرویسهای مخابراتی و ارزش افزوده  را نیز بصورت جداگانه فروخته ایم ، در حالیکه مخابرات دیجیتال بدون این سرویسها غیر بهره ور و بی معنی است . بنا براین به حلقه مفقوده بر می خوریم که باید همراه با توسعه کمی از سرویسهای تلفن ثابت با هدف افزایش ضریب دسترسی و بهبود ترافیک شبکه ، بیشتر و بهتر استفاده می کردیم . درصد مکالمات موفق به دلیل نا آشنا بودن مردم و سطح پایین دانش ارتباطی آنان بسیار پایین است که براحتی می توان در راستای اصلاح الگوی مصرف ، این سرویسها را کاربردی نمود.به عبارت دیگر : "حال که نمی شود به گذشته برگشت و شروعی زیبا داشت ،میتوان هم اکنون شروع کرد و پایانی زیبا ساخت ! اما چگونه ؟!

 وقتی متوسط درصد مکالمات موفق در شبکه مخابراتی ما ، 50% درصد باشد ، به این معنی است که برای برقراری هر ارتباط ، دوبار تلاش می شود که یک باراضافی  آنرا  می شود با کمک سرویسهای ساده تلفن ثابت کم کرد و بهره وری را نیز دو برابر نمود. فقط کافیست مردم از سرویسها و نحوه استفاده آنها آگاه شوند. با فرهنگ سازی و اطلاع رسانی بهتر و بیشتر ،  تاثیر سرویسهای  مخابراتی و به ویژه تلفن ثابت ،  بر زندگی مردم ، بسیار به سزا بوده ، و به میزان زیادی ، جلوی هدردهی وقت و انرژی را در جامعه را خواهد گرفت . وجود یک بابا ارتباطی در تلویزیون کشورمان ، به منظور ترویج ساده ترین سرویسهای مخابراتی از قبیل انتظار مکالمه یا انتقال مکالمه ، می تواند تاثیر بسزایی در بهبود ترافیک شبکه و افزایش ضریب دسترسی عناصر ارتباطی بگذارد و شروعی میمون باشد برای جایگزینی جایگزینی مکالمه به جای مراجعه ، و در غیر اینصورت ، تا وقتی بابت برقراری یک ارتباط ساده با یک سازمان ، اداره ، بیمارستان و یا پادگانی ، ساعتها وقت تلف شود ، و یا تا زمانیکه ، به جای دایورت نمودن و یا استفاده از صندوق صوتی و یا پیامگیر ، خاموش نمودن موبایل ، فرهنگ شود ، انتظار کاهش ترافیک شهری و بین شهری و... ، بی مورد است . در زیر چند سرویس مهم ، موثر ،  ساده  و قدیمی مخابرات را به منظور استفاده بیشتر و بهتر و شناساندن آنان به دیگران ، بصورت مختصر معرفی می کنم. اطمینان دارم که  هر کدام از این سرویسها اگر درست به مردم معرفی گردد ، می تواند  بسیاری از موانع ترافیکی موجود مخابرات کشور را رفع کند .

 اولین سرویس :  سرویس انتظار مکالمه ( call waiting ):

با کمک این سرویس ، یک مشترک در حال صحبت قادر خواهد بود به مشترک پشت خط خود نیز جواب دهد . در این حالت ، دیگر برای مشترک پشت خط ، بوق اشغال فرستاده نشده و مشترک در حال صحبت نیز ، از وجود مشترک پشت خط ، با شنیدن بوقهای کوتاهی ، مطلع شده و بسته به میل خود به او جواب می دهد. اهمیت به سزای این سرویس مهم ، کاهش موثر خواسته کاذب و جلوگیری از تکرار مکرر یه خواسته ارتباطی است. بنابراین ضمن بهبود  ترافیک ، از هدر دهی وقت مردم و استهلاک تجهیزات مخابراتی جلوگیری می شود.

 

دومین سرویس :  سرویس انتقال مکالمه از خط اشغال به خطوط آزاد دیگر ) pbx ) :

با کمک این سرویس بسیار مهم ، میتوان ضریب دسترسی به  مقاصد پر ترافیک را چند برابر کرد. به نظر بنده ، اولین گام اساسی برای رسیدن به شهر الکترونیک ، داشتن تلفنخانه های کارآمد با این سرویس و سانترالهای مجهز به ثبت صدا و اپراتور خودکار و امکان ضبط اطلاعات برای اطلاع رسانی گویا است . در این شهر زیبا ابتدا باید مردم بتوانند جهت کسب یک خبر ساده ، به یک مرکز ارایه خدمت مثل بیمارستان یا یک هتل براحتی زنگ بزنند . در حال حاضر بدلیل نا آگاهی مردم و سازمانها ، در سربرگ نامه ها و یا بانک 118 ، کلیه شماره های یک بیمارستان – بطور مثال – ثبت و نوشته شده است ! بنابراین جهت برقراری ارتباط ، به ناچار تک تک شماره ها را باید در اختیار داشت و به ترتیب گرفت . اعلام اینگونه شماره ها که معمولا متوالی بوده و با کلمه " الی " اطلاع رسانی می گردد برای همه آشنا ست .! تصور اینکه بتوان کاری نمود که در صورت مواجه شدن با تلفن اشغالی از مجموعه تلفنهای ، تلفنخانه یک بیمارستان ، اتوماتیک به شماره دوم یا سوم آن زنگ بخورد ، دشوار است اما سالهاست که از این سرویس در ایران استفاده می شود. نکته فراموش شده در استفاده از این سرویس ، عدم آگاهی مشترک و مخابرات در اطلاع رسانی تنهای شماره هدر و یا سرگروه بوده است.

با کمال تاسف بسیاری از شماره های موجود در بانکهای مشاغل 118  اضافی و یا اشتباه است که خود مانع اسقرار درست این سرویس در بین جامعه است.

 با کمک این سرویس می توان یکی از تلفنهای  موجود در تلفنخانه ادارات و مقاصد پر ترافیک مثل هتلها ، بیمارستانها ، کارخانه ها ، سازمانها ، مراکز آموزشی و نظامی و ....  ، را سرگروه ( هدر) قرار داد ، تا  اولا همه فقط یک شماره هدر را  بدانند و بگیرند و ثانیا به محض اشغال ، بطور خودکار ارتباط با شماره های آزاد بعدی برقرار شود، به عبارت دیگر ،  با این سرویس میتوان از  تلفنهای هر مقصد ارتباطی ، یک نردبانی ارتباطی ساخت تا اگر کسی پا را روی پله اول این نردبان گذاشت ، بصورت اتوماتیک پله های این نردبان به ترتیب ، جهت برقراری ارتباط پیموده و تست گردد و فقط زمانی با بوق اشغال مواجه شویم که کلیه پله های این نردبان ارتباطی ، مشغول باشد.

حسن این سرویس بسیار مهم و موثر ، که در استقرار شهر الکترونیک ، جزو اصول و مبانی است ، اطلاع رسانی و دانستن یک شماره به عنوان سر خط یا سر گروه یا هدر و کاپیتان از هر مقصد است که هم خود مشترک در اطلاع رسانی باید  رعایت  کند و هم مراکز اطلاع رسانی مثل 118 ها . شاید تا حالا شما نیز، بارها شماره ای را از 118 شهرتان در جهت ارتباط با یکی از شعبات بانک ملی – بطور مثال – گرفته اید که پس برقراری با بوق فاکس  مواجه شده اید! راستی در این مواقع واکنش شما چیست؟! اما تصور کنید پس از مرور این سرویس ،شما نیز آستین بالا بزنید و مسبب شوید تا با کمک سرپرستی بانک ها در شهر الکترونیک مشهد مقدس ، ضمن برقراری چنین سرویسی موثر ، کلیه شماره های اضافی شعبات بانکها را در 118 پاک کنید  و این مهم را در کشور عزیزمان تعمیم دهید !. به همین سادگی و بدون حل معادلات n     مجهولی ، شما بانی کاری شده اید که از اقدامات زیر بنایی شهر الکترونیک محسوب می شود.

رجا واثق داریم  به عنوان مثال ،  وقتی بتوانیم با دانستن فقط یک شماره تلفن و آنهم با یک بار شماره گیری ، ابتدا به تلفنخانه  خودکار بیمارستان امام رضا مشهد ( ع) ، متصل و سپس با همکاری فقط یک صدای ضبط شده به بانک اطلاعات و یا داخلی مورد نظر وصل شده ، و با کمک یک نیروی انسانی مودب آنسوی خط به هدف خود برسیم ، دلیلی برای مراجعه وجود نخواهد داشت .

شماره 8833060 با ظرفیت پاسخگویی همزمان به 20 نفر ، در بیمارستان فارابی مشهد ، کار رزرواسیون نوبت دکتر، 8599000 با ظرفیت 10 خط، تلفن گویای بیمارستان امداد است که با کمک آن میتوان اسامی بیماران بستری را با صدای ضبط شده خودشان شنید و یا تلفنهای خودکاری که ما را در جهت تهیه بلیط قطار و یا هواپیما در تعدادی از  آژانسهای مسافرتی شهر زیبایمان - مشهد مقدس – خود گویای حرکتی نوید بخش در مسیر استقرار شهر الکترونیک و کاهش ترددهای شهری و بین شهری بیمورد است که لازم و ضروریست ، اما نا کافی و نا شناخته است که میتوان  ضمن تشویق این مشترکین ، دیگران  نیز آگاه و ترغیب و تشویق نمود.

تا زمانیکه جهت ارتباط با تلفنهای صدا و سیما- حتی استانی – و یا شماره های  یک پادگان و یا دانشگاه ، باید هفت کوه و هفت تپه پشت سر گذاشته شود ، چه انتظاری برای ارایه خدمت بصورت الکترونیک می توان داشت. وقتی یک دانشگاه به عظمت پیام نور در یک شهرستان بزرگ استان خراسان  ، تنها یک شماره تلفن را برای انتخاب واحد و ....، برای چند صد نفر دانشجو اختصاص می دهد  ، و یا تعداد خط محدود و نا متناسب ، برای پرداختهای الکترونیکی بانکها ، اختصاص داده می شود ، کاری درست است که  به شیوه غلط انجام شده است. در حالیکه بهره وری یعنی انجام کارهای درست به روش درست !.

سامانه 1818 در مخابرات که اخیرا برای پرداخت قبوض و دیگر خدمات مشترکین راه اندازی شده و یا  شماره های مشابه در بانکها و یا خود پردازها ، زمانی موثر است که ضریب دسترسی به آنها متناسب با مخاطبین در نظر گرفته شده باشد .

با کمک این سرویس میتوان به تاکسی تلفنیها و مشاغل مشابه مثل بنگاههای املاک و.....یاد داد ، که می توانند فقط یک شماره تلفن کاپیتان داشته باشند ، تا هم خودشان فقط یک شماره اطلاع رسانی کنند ، هم مردم سریع ارتباط برقرار کنند و هم بتوانند تنهای شماره کاپیتان را به جاییکه که مایلند و در زمانیکه که نیاز است- شبها به خانه کشیک شب در تاکسی تلفنیهای شبانه روزی -  دایورت نمایند.

بنابراین ملاحظه می کنید که : شهر الکترونیک ، یک نقطه نیست ، بلکه یک جریان است و کشورهای که در حال حاضر بسیاری از خدمات را بصورت دوسویه از طریق اینترنت ارایه می نمایند ، قبل از نقطه فعلی ، درس ساده سرویسهای تلفن ثابت را پاس کرده اند. آیا از خود پرسیده اید که حتی  چرا برای استفاده از ساده ترین سرویس مخابرات که رایگان نیز می باشد باید مراجعه کرد و مدارک ارایه داد و فرم تکمیل نمود!؟ قطعا ابتدا مخابرات و پست به عنوان صاحبان  این صنعت باید خود ، تلفنخانه های کار آمد و موثر ، مراکز تماس قوی و با اطلاعات بروز و....داشته باشند و ضمنا سرویسهای تلفن ثابت در اختیار همه مشترکین قرار داشته باشد ، نه اینکه در حال حاضر بابت بهره گیری از یک سرویس ساده مخابراتی مثل دایورت باید مشترک به دفتر مخابراتی مراجعه کرده و مدارکی نیز ارایه کند تا بتواند از آن استفاده کند.  حدا اقل انتظار یک شهروند که قرار است در شهری الکترونیک زندگی کند ، این است که بتواند سرویسهای تلفن ثابت خود را از پورتال مخابرات شهرش بدون نیاز به مراجعه درخواست کند.!

ایجاد سایتهای خانه یابی و یا فروش خدمت و کالا  به منظور دسترسی آسان مردم به خدمات بهتر ، می تواند اقدامات بعدی در مسیر استقرار شهر الکترونیک باشد .

پس بطور خلاصه به دلیل اهمیت این سرویس ، اعلام میدارم که در حال حاضر ، در هر نقطه ایران که ، یک مشترک حقیقی یا حقوقی ، بیشتر از یک تلفن در یک نقطه فیزیکی دارد ، می تواند با تکمیل یک فرم در یکی از دفاتر خدمات ارتباطی ، از سرویس انتقال مکالمه از خط اشغال به خط یا خطوط آزاد دیگر استفاده کند تا بصورت نرم افزاری و بصورت رایگان ، یکی از تلفنهای او سر خط یا سرگروه ( هدر) شود و بقیه زیر خط یا زیر گروه باشد و دیگر نیازی به اطلاع رسانی کلیه خطوط  نباشد تا برقراری یک پل ارتباطی با کمترین  شماره گیری میسر شود.

 سومین سرویس : سرویس انتقال مکالمه (Diverting   ):

با کمک این سرویس ، میتوان یک مکالمه را در سه حالت : فوری یا بلادرنگ ، درصورت اشغال و یا بعد از سه زنگ به نقطه دیگری انتقال داد. این سرویس با افزایش ضریب دسترسی ،  نقش ویژه ای در جهت   کاهش ترافیک ، و افزایش ضریب امنیت اجتماعی همسو با اصلاح الگوی مصرف ، ایفا می کند. به عنوان مثال ، وقتی مشترکی خانه و محل کار خود را ترک می کند ، می تواند تلفن خود را  به موبایل و یا هر تلفن دیگری ،به گونه ای  دایورت یا انتقال مکالمه کند ، که  اولین زنگ به محل جدید ارسال شود. از آنجاییکه سارقین معمولا جهت اطمینان از نبود شخص به خانه یا محل کار زنگ می زنند ،  این سرویس با فریب وی ، می تواند ضمن کاهش شر سارق ، الطاف دوستان ما را نیز به ما برساند .

 مشترک نیز با کمک حالت دیگری از سرویس دایورت – در حالت اشغال -  سر ریز مکالمات خود را به خط دیگری منتقل کند .به عنوان مثال : اگر مغازه داری ، دارای دو خط تلفن است ، براحتی خط اول را به خط دوم در صورت اشغال دایورت می کند تا نیازی به نوشتن دو خط تلفن با برچسب روی شیشه یا کارت ویزیت خود نداشته باشد و مشتریانش او نیز به یک شماره با ضریب دسترسی دو برابر بتوانند زنگ بزنند.

حالت سوم این سرویس نیز ، دایورت بعد 3 زنگ است ، که ابتدا شماره تلفن سه زنگ می خورد و در صورت عدم پاسخ ، زنگ 4 به شماره مورد نظر ما ارسال می شود که می تواند کاربرد زیادی داشته باشد.

بنابراین ملاحظه شد، که این سرویس هم تسهیل کننده ارتباط است و هم تضمین کننده امنیت بیشتر.

 چهارمین سرویس : سرویس ارتباط بدون شماره گیری یا خط داغ (  Hot Line  ) :

با کمک این سرویس می توان ، 5 ثانیه پس از برداشتن گوشی تلفن ، بطور اتوماتیک ، به شماره مورد نظرمان که از قبل با کد به مرکز تلفن داده شده وصل شد. بطور مثال ، پر کاربرد ترین شماره تلفن در محل کار یک کارمند ،  شماره همسایه مادر بزرگ یا پدر بزرگها برای کمکهای اضطراری ، شماره محل کار یا موبایل پدر و مادر خانواده برای کودکانی که در خانه مجبور زمانهایی را تنها باشند و....یا شماره  قصه گوی شهرمان ویا شماره 110 پلیس  برای طلافروشیها در زمان سرقت و ... ، را میتوان با یک کد ساده به تلفن وارد نمود و بنا به ضرورت ، ما  فقط با برداشتن گوشی و پس از تحمل تنها 5 ثانیه  ، به شماره مورد نظر وصل خواهد نمود.!

ملاحظه می کنید که این سرویس، تقریبا هم کار یک دزدگیر را بخوبی می تواند برای یک طلافروشی انجام دهد و هم کار یک ناجی برای  افراد کم سن و سال و یا کهن سال در زمان تنهایی . پس همراستابا اصلاح الگوی مصرف می تواند بار سنگینی را  در جهت افزایش ضریب امنیت و بهداشت روانی جامعه به دوش بکشد ، بدون اینکه نیاز به هزینه زیادی باشد.

تصور اینکه ، فردی سالخورده و یا کودکی خرد سال و یا یک طلافروش به محض احساس خطر و یا نیاز ، با انداختن گوشی تلفن حتی در تاریکی ، به جایی و کسی که می تواند موثر باشد وصل شود ، هم خاطر سارقین را آزرده می کند و هم دل سالمند را گرم ، پس ریسک خطر در جامعه بالا رفته و استرس نیز در جامعه کاهش می یابد ، در صورتیکه در ابتدا با این سرویس بسیار ساده چنین تصوری نمی رفت.

 

پنجمین سرویس : سرویس شماره گیری مختصر :

 با کمک این سرویس ، میتوان حدود بیست شماره تلفن را در حافظه مرکز تلفن با کدهای دو رقمی حفظ و نگهداری کرد  تا در زمان نیاز به منظور پرهیز از اتلاف وقت و افزایش دقت ، به جای شماره گیری  چندین رقم ، تنها برای هر ارتباط یک کد 4 رقمی را گرفت. لازم به ذکر است ، این حافظه ها که در مراکز تلفن برای مشترک شماره ها را ذخیره می کنند ، با حافظه روی گوشیها  فرق دارند و شماره گیری خیلی سریع صورت می گیرد.

 

ششمین سرویس : سرویس مکالمه کنفرانسی :

با کمک این سرویس میتوان مکالمه با بیش از یک نفر همزمان انجام داد که تشکیل جلسات سه نفره از نمونه های بارز این سرویس است که نیاز به حضورهای فیزیکی را کمتر می کند.

 

هفتمین سرویس : سرویس مکالمه  برگشتی  ( Call Back  ) :

با کمک این سرویس ، به محض مواجهه با یک شماره تلفن اشغال ، میتوان کد مخصوص این سرویس را گرفت و گوشی را گذاشت ، به محض آزاد شدن شماره مورد نظر ، ارتباط برقرار شده و تلفن ما نیز زنگ می خورد . بنابراین این سرویس نقش ویژه ای در جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی و استهلاک ابزارهای ارتباطی بر عهده  دارد که کاملا همراستا با اصلح الگوی مصرف است .

 

هشتمین سرویس : سرویس سنترکس :

با کمک این سرویس ، میتوان  شماره های متعدد یک سازمان و یا یک مقصد ارتباطی مثل یک بیمارستان بزرگ ، بصورت نرم افزاری در یک گروه قرار داد ، به گونه ای که مشابه  دستگاههای سانترال موجود ، در داخل گروه تنها با گرفتن سه شماره سمت راست ، ارتباط برقرار شود و برای ارتباط به بیرون و یا از بیرون به درون شماره ها کامل شماره گیری شود. این سرویس تقریبا کار سانترالهای فعلی را می کند که مشترکین را از داشتن آنها بی نیاز می کند. بنابراین این سرویس نیز همسو با بهره وری و اصلاح الگوی مصرف می باشد.

 

نهمین سرویس : سرویس نمایشگر:(Caller id )

با کمک این سرویس شماره تلفن کننده روی مانیتور تلفن ما قابل مشاهده است که کاربرد آن نسبت به سایر سرویسها قابل لمستر است و در حال حاضر عموما با آن آشنا هستند.

 

دهمین سرویس : سرویس بیدار باش :(wake up)

با کمک این سرویس می توان تلفن را مانند ساعت برای یک روز یا چندین روز کوک  کرد تا ما را بیدار کند.

و اما در انتها ، مقتضیات جهان امروز طوریست که نظامی سیاسی  و اجتماعی بدون تجهیز  و بکارگیری ابزار ارتباطی ، به منظور افزایش بهره وری ملی امکان توفیق نخواهد داشت . بی توجهی و عدم آشنایی به امکانات بالقوه سازمانها و جامعه از یک سو ، و ناهماهنگی اجزا نظام سیاسی از طرف دیگر ، مشکلات فعلی را گرفتار چرخه باطل و رشد تصاعدی می کند که این روند متاسفانه با عنایت به ساختار فعلی ، با شتاب بیشتری ادامه دارد ک حاکی از عدم برنامه ریزی دقیق در امور سازمانهاست .

فقدان واقع بینی در برنامه ریزی و بی ارادگی و جدی نبودن در اجرای برنامه ، دو مشکل عمده عدم تحقق برنامه هاست .شناخت نقاط قوت و ضعف ، اجرای هماهنگ  مواد یک برنامه خوب ، شناخت منابع درونی سازمانها و استفاده از آنها ، و پرهیز از افکار ناصحیح و عادتهای غلط ، می تواند در رفع موانع اجرای یک برنامه  خوب ، کمک موثری به ما بکند.

 نقش ویژه و موثر ارتباطات درست و صحیح به عنوان کاتالیزوری قوی در اجرای به موقع برنامه ها با توجه به عنصر مهم زمان در عصر ارتباطات بر کسی پوشیده نیست ، بنابراین این ابزار ارتباطی بشر عصر ارتباطات  – تلفن  با سرویسهایش -  بیش از پیش می تواند در تحقق اهداف دولت الکترونیک  مورد توجه قرار گیرد تا حرکتی اصولی از دولت مکانیک یا شهر مکانیکی به سوی شهر تلفنی و سپس شهر اینترنتی یا الکترنیکی و سپس شهر موبایلی حرکت کند.به امید روزی که همه کارها بدون مراجعه، از خانه و فقط با یک گوشی موبایل قابل رتق و فتق باشد. انشاا....

با مخابرات جهان در خانه شماست

 

ارسال در تاريخ شنبه 1388/05/03 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

لبخند، مردم را وادار به خواستن بیشتر می کند .

لبخند های پنهان ، مصرف کنندگان را به مصرف بیشتر وادار می کند . آیا تا کنون فکر می کنید که تحت تاثیر این لبخند ها قرار نگرفته اید ؟ مخصوصاً در ایجاد علاقه برای مصرف کردن ،خریدن و یا ایجاد یک فکر ؟ بر طبق مطالعات ، افراد الگوی مصرفشان را بعد از پیام های مخفی صورت ، تغییر می دهند . و اشخاص تحت تاثیر اشاره های احساس قرار می گیرند، بدون آن که متوجه شوند احساساتشان در حال تغییر است .

همانطور که هر مصرف کننده ای می داند ، احساسات می تواند روی تصمصم گیریتان اثر بگذارد . به همین دلیل به فروشندگان اتومبیل آموزش می دهند که خوش برخورد باشند و زمانیکه در حال نشان دادن اتومبیل به خریدار هستند لبخند بزنند تا از جنبه احساس آن ها  استفاده کنند . تلاش کنید تا خودتان را در مقابل این گونه تکنیک ها محکم کنید تا نتوانند روی احساسات شما کنترل داشته باشند .

یک روانشناس می گوید : "خودتان را مجبور کنید تا در یک سطح مشخصی از استقلال باقی بمانید . نباید خیلی احساساتی شوید تا به توانایی خوب دیدن شما صدمه بزند . وقتی احساس می کنید که این شرایط پیش می آید سریع از این حالت جدا شوید "

زمانی که غمگین هستید از خریدهای بزرگ خودداری کنید . غم برای افراد یک نیاز مجازی به وجود می آورد تا شرایط روحی خود را تغییر دهند . بنابراین یک تمایل بزرگتز برای خرید اجناس جدید یا فروختن اجناسی که تا به حال داشته اند پیدا می کنند " به یک حس غمگین اجازه ندهید شما را فریب دهد تا بیشتر ازخواسته هاتان هزینه کنید .

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 1388/03/24 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

آدم های واقعاً مرتب و منظم را دیده اید؟ منظورم آنهایی هستند که واقعاً به نظم و ترتیب اعتقاد دارند و اصلاً در این خصوص تظاهر نمی کنند؟!                                                                                                      

خوب در احوال این آدم ها دقیق شوید . می بینید نه تنها کیف پولشان مرتب است ، بلکه میز کارشان، کمد لباسشان و آرایش و چیدمان وسایل اتاقشان هم مرتب است . اگر یک ذربین بردارید و تمام اجزای زندگی شان را نگاه کنید ، چیزی جز نظم و ترتیب هوشمندانه و وسواس و تعصبی خاص نمی بینید .                                                 

دخل و خرج این آدم ها بر طبق حساب و کتاب است . موقع حرف زدن متوجه کلامشان هستند . دوستان خود را گلچین می کنند . نظم و ترتیب بخشی از زندگی آن هاست . و اگر یک تلسکوپ بردارید از صد ها متر دورتر این افراد راتحت نظر بگیرید خواهید دید که حتی موقع راه رفتن و رانندگی نیز نظم و ترتیب آنها کاملاً مشخص است . چه با ذربین ریز شوی و در مقیاس کوچک تر ، و چه با تلسکوپ ،در مقیاس بزرگ تر همه جا رد پای آن نظم و ترتیب را پیدا خواهید کرد . برای شناخت این آدم ها لازم نیست سال ها با آن ها همنشین باشی ؛ کافی است چند صباحی با آن ها به مسافرت بروی و یا آن ها را ازا راه دور تحت نظر قرار دهی . در هر مقیاسی که برایتان راحت تر است می توانید بخش اصلی شخصیت این افراد را شناسایی کنید .مقیاس زدن همیشه در شناخت آدم ها معجزه می کند .                                                                                                                           

حتما سوال می کنید که این مقیاس زدن در علم موفقیت چه فایده ای دارد؟ با مقیاس زدن می توانید در کم ترین زمان ممکن مناسب ترین انسان رابرای بهترین جایگاه انتخاب کنید . این انسان مناسب یک روز می تواند همسر آینده شما باشد یا همکار تجاری و یا حتی یک دوست یا رفیق !                                                                

هنر مقیاس زنی در شناخت انسانها و همکاری و همنشینی با آنها معجزه می کند . در فرهنگ کشورهای مختلف نیز به شکل های مختلف کاربرد این هنر ضرب المثل شده است :                                                              

آدم خود خواه و جاه طلب را به عنوان مشاور خود انتخاب نکن چون طاقت محبوبیت تو را ندارد و به محض اینکه فرصت نصیبش شود تو را به زیر خواهد افکند.                                                                                   

یا با آدم حسود در مورد پروژه ها و طرح های جدید مشورت نکن و یا شخص ترسو را به عنوان سالار و فرمانده جنگ خود انتخاب نکن چون قبل از نبرد وحشت را در دل سربازان جای خواهد داد.                                      

یا اگر کار مهمی داری آن را به کسی بسپار که سرش شلوغ است و کار زیادی دارد چون این شخص خوب میداند چگونه یک کار را مدیریت کند و به انجام برساند .                                                                                

هر وقت در زندگی افسرده و غمگین شدی به سراغ بچه ها و جوانها پر شور برو با آنها هم بازی شو ،خواهید دید که شادی آن ها در وجود تو هم جاری می شود .                                                                                   

و یا آن گفته معروف مدیران برتر کنترل کیفیت دنیا که اگر میخواهید محصول مطمئن و سالمی از کارخانه شما بیرون بیاید تک تک بخش های کارخانه و خط تولید را منضبط و سالم کنید .                                               

به آدم های اطراف خود دقیق شوید . رفتار شاخص و برجسته هر فرد را شناسایی کنید . بعد این رفتار را در ضریبی بزرگتر یا کوچک تر ضرب کنید . می توانید ازروی رفتار شاخص همین الان هر فردی با یک مقیاس زنی ساده به زوایای پنهان زندگی خصوصی او و همین طور روابط احتمالی با انسانهای اطرافش به راحتی دست یابید . امتحان کنید . اصل مقیاس زنی و تعمیم ، معجزه می کند .

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 1388/03/12 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

صاحبدلی در مجلسی نشسته بود . عده ای شروع کردند به صحبت در مورد فردی خاص و راجع به رفتار و شخصیت او با حرارت اظهار نظر کردند . بحث بالا گرفت و هر کسی درباره او چیزی می گفت . در این هنگام صاحبدل مضطرب شد و بلافاصله از جا برخاست و بیرون رفت . اهل مجلس با تعجب به او نگاه کردند و مات و مبهوت دور شدن او را تماشا کردند .

روز بعد صاحبدل را دیدند که شاد و خندان در بازار راه می رود و هیچ اثری از نگرانی روز قبل در چهره اش نیست . از او دلیل ترک ناگهانی مجلس را پرسیدند . صاحبدل با لبخند گفت : " زیاد مهم نیست ! شما با طرح صحبت در خصوص آن فرد دایره ای ذهنی و نامرئی برای خود درست کردید و مرا ناخود آگاه به داخل آن دایره کشانیدید . کاری که من کردم فقط پریدن به بیرون از آن دایره و به دست آوردن آرامشم بود . پشیمان شدم که چرا زود تر، قبل از آن که دایره شکل بگیرد از آن بیرون نیامدم . ! "

به بحث و جدل های بیهوده شغلی ، مشاجرتهای خانوادگی ، نزاع های خیابانی ، جیغ و دادهای مجلسی و حتی خط و نشان کشیدن های سران کشورها توجه کنید . درهر کدام از این جدل ها ، شروع کننده بحث یک دایره فرضی و نامرئی به مرکزیت خودش می کشد و سعی می کند بقیه را به هر شکلی که شده وارد این دایره کند و دایره نامرئی و ذهنی خود را واقعی تر و ملتهب تر سازد .و شما بی آنکه متوجه باشید می بینید که ساعتها و هفته ها و حتی ماه ها و سالهاست که فریب دایره های نامرئی و غیرواقعی را خورده اید و وقت و اعصاب و عمر گرانقدر خود را صرف پرسه زدن در دایره هایی کرده اید که فقط با یک از جا بر خاستن و به دور دست دویدن می توانستید این دایره ها را محو سازید و به آرامش عمیقی که حق شماست ، برسید !

بحث کنکور در خانواده ها و فشار و عذابی که از این بابت در آغاز جوانی روی ذهن جوانان اعمال می شود ، یکی از این دایره های توهمی و عذاب آور است ، که زیباترین ایام زندگی را به ساعاتی دلهره آور و پر آشوب تبدیل می کند . و برای کسی که در خارج این دایره است قبول شدن و نشدن در آن هیچ تفاوتی نمی کند .

جر و بحث هایی که در سطح جامعه رخ می دهد ، از جملات پرخاشگرانه ای که بین رانندگان و مسافران رد و بدل می شود تا کشمکش هایی که بین فروشندگان و خریداران به وقوع می پیوندد و گفت و شنود های بی محتوا و آزاردهنده ای که در صف های مختلف اتوبوس و نان و .. به گوش من و شما می رسد ، همگی از این قبیل دایره های پوچ و بی محتوایی هستند که داخل شدن در این دایره ها نتیجه ایی جز به هم ریختن اعصاب و سلب آرامش ندارد . در این مواقع راه چاره از جا بر خاستن و دور شدن از این دایره هاست . مطمئن باشید با بیرون رفتن از این دایره چیزی از دست نمی دهید .

البته ناگفته نماند که برای ساکنان داخل این دایره که مشغول بحث های داغ و هیجان انگیز اند ، تصور این که دایره وجود ندارد و تنها در ذهن آنها واقعیت می نماید ، اساساً قابل باور نیست و آنها به خود حق می دهند که با تمام وجود در مقابل این واقعیت مقاومت کنند .

اما حقیقت این است که از دید کاینات چنین دایره ای هرگز وجود نداشته و نخواهد داشت و دیر یا زود چرخ روزگار با چرخش خود حقیقت را به ساکنان متعصب درون دایره نشان می دهد . بنابراین خردمند کسی است که مانند صاحبدل ما بلافاصله از جا برخیزد و از درون دایره به بیرون برورد . این که درون دایره چه می گذرد دیگر برای صاحبدل اهمیتی ندارد . او می خواهد به آرامشی که حق اوست برسد ، پس چرا برای ما اهمیتی داشته باشد  ؟

 

ارسال در تاريخ شنبه 1388/03/02 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

صاحب معرفتی می گفت : " نفر اول شدن و خوب ترین بودن یک تله است ! مواظب باشید در این تله نیفتید که سقوط خواهید کرد "!

چند نفر را می شناسید که به یک رشته رزمی روی آوردند و چند هفته بعد چون دیدند که نمی توانند مانند بروس لی ، قهرمان شماره یک هنر رزمی شوند آن را رها کردند و خانه نشین شدند ؟!                                           

چند نفر را سراغ دارید که می خواستند نفر اول کنکور سراسری شوند و چند ماه مانده به آزمون میدان را واگذار کردند ، فقط به این دلیل که متوجه شدند با سرعتی که مطالعه می کنند امکان نفر اول شدن آنها کم است و در نتیجه قید درس و مشق را زدند و خودشان را به هیچ و پوچ سرگرم ساختند!!؟                                                     

چه تعداد زن و شوهر را سراغ دارید که اول زندگی می خواستند بهترین خانه ها را برای همدیگر بسازند و بعد از چند سال وقتی دیدند که هر چه جلوتر می روند بار مسئولیت زندگی سنگین تر می شود و باید بیشتر زحمت بکشند ناگهان از همه چیز بریدند و تن به جدایی دادند و سردی سپردند و تنهایی را به جای با هم بودن انتخاب کردند !؟

" همه یا هیچ " ،" یک یا صفر " ، بهترین یا بدترین " تله ای است که خیلی ها در دام آن افتاده اند و انسانهای آرزومند موفقیت و آرامش باید به شدت و با دقت و  وسواس مواظب  باشند که دراین تله نیفتند وحتی از نزدیکی این تله نیز عبور کنند.                                                                                                         خیلی جاها معمولاً و تا حد لازم خوب بودن کفایت می کند و معمولی زندگی کردن همه خوشبختی و آرامشی را که نیازمند آنیم برای ما به ارمغان می آورد . دانش آموز تیز هوشی را می شناسم که چون به اندازه نمره بیست درس نخوانده بود در امتحان شرکت نکرد و برایش نمره صفر منظور شد و در مقابل شاگرد نه چندان با هوشی را می شناسم که گیرایی چندانی نداشت اما در حد بضاعت درس می خواند و مصرانه در تمام آزمون ها شرکت می کرد و تا آخرین لحظات هم صندلی امتحان را ترک نمی کرد و با نمره معمولی فارغ التحصیل شد و الان هم شغلی با درآمد متوسط دارد و از زندگی خود راضی است .اما آن دانش اموز تیز هوش به خاطر چند بار شرکت نکردن در آزمون های مهم و حساس ، هنوز دانشگاه را به پایان نرسانده و در به در دنبال آن است که ثابت کند هنگام آزمون ها دچار بیماری بوده و به راستی مگر حقیقت غیر از این است ؟!                                                            

یک شخصیت خیلی خوب و فوق العاده مثبت را وارد یک جمع معمولی کنید و خوبی آن شخص را به رخ بقیه بکشید و به او امتیاز بدهید . کمی صبر کنید . بعد از مدتی خواهید دید که تعداد انگشت شماری از حالت معمولی به سمت حالت خیلی خوب روی می گردانند و در مقابل عده قابل ملاحظه ای ، خلق و خوی منفی و ناپسند پیدا می کنند !! با این منفی های جدید اگر صحبت کنید ودلیل رویکرد منفی شان را بپرسید ، از شنیدن  پاسخ آنها حیرت خواهید کرد ! همه آنها متفق القول یک جمله را خواهند گفت : " ما که نمی توانیم مثل آن آدم خیلی مثبت شویم ! پس مجبوریم که در همه جنبه ها خیلی منفی شویم !! " و این همان تله ای است که آن صاحبدل اول مطلب گفت.   

شاید برای بسیاری از اهل موفقیت این مقاله گران آید و آنها با اعتراض بگویند که بهترین و بالاترین شدن حق هر انسانی است و موفق ترین بودن اتفاقی است که باید برای هرانسانی رخ دهد . اما حقیقت این است که انسانهای موفق وقتی در بخشی از زندگی خود نمی توانند یک خیلی خوب منحصر به فرد باشند بلافاصله تسلیم شکست نمی شوند و خود را دست و پا بسته در دام مخدرهای دارویی و بی خیالی های ذهنی نمی اندازند ، بلکه زندگی متوسط و معمولی خود را ادامه می دهند و از آن هم لذت می برند .                                                                     

درکلاس زبان انگلیسی دو نفر وجود دارند که یکی نمره اش بیست است و آن دیگری چهارده ! به نظر شما کدام یک خوشبخترند ؟! حتماً می گویید آن که نمره اش بیست است . آن که نمره اش بیست است فقط انگلیسی بلد است ، اما آن که نمره انگلیسی اش چهارده است در کلاس زبان آلمانی هم چهارده می گیرد و در کلاس زبان روسی و عربی هم چهارده می گیرد . حال بگویید کدام یک موفق ترند ؟!                                                               

معمولی بودن اصلاً بد نیست . مهم این است که در تمام امور زندگی حد اعتدال و متوسط رارعایت کنیم و بی جهت برای اول شدن در یک شاخه ، از جنبه های دیگر زندگی خود کم نکنیم . نظر شما چیست ؟                      

 

ارسال در تاريخ شنبه 1388/02/19 توسط آباد

Google

قالب وبلاگ