تبليغاتX
دنيــــاي ان. ال. پی ای کاش می شد که کسی می آمد. این دل خسته ما را می برد. چشم ما را می شست . راز لبخند به لب می آموخت. کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود . کاش می شد که غم و دلتنگی . راه این خانه ما گم می کرد . و دل از هر چه سیاهیست رها می کردیم . و سکون جای خود را به هم آوایی ما می بخشید . و کمی مهربانتر بودیم . کاش می دانستیم راز این رود حیات که به سر چشمه نمی گردد باز. کاش می شد کسی می آمد باور تیره ما را می شست . و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست . و کسی می آمد و به ما می فهماند . از خدا دور شده ایم
دنيــــاي ان. ال. پی
برنامه ریزی عصبی - کلامی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

عادت 3: نخست امور نخست را انجام دهید.

مردمان موثر به جای مدیریت زمان ، به مدیریت خویشتن می پردازند! به جای واکنش نشان دادن به مسایل اضطراری ، و به جای اینکه به ضخامت امور نازک بپردازند ، یا گرفتار امور بی اهمیت شوند، به اولویتها و ارجحیتهای خود توجه می کنند. یعنی امور نخست را نخست قرار می دهند.

گوته می گوید : " اموری که بیشترین اهمیت رادارند ، نباید قربانی اموری شوند که کمترین اهمیت را دارند." بنابراین ، اولویتهای خود را تشخیص و سازمان بدهید و اجرا کنید.

انسان دارای چهار موهبت است: خودآگاهی ، تخیل ، شعور و اراده آزاد است ، اراده آزاد یکی از موهبتهای حیرت انگیز بشر است و بارها و بارها برمشکلاتی اعجاب آور غلبه کرده است.

برای اجرای درست اصول مدیریت خویشتن یا همان عادت سوم می توانید دو سوال زیر را از خود بپرسید و پاسختان را بنویسید:

سوال 1:

یک عمل را نام ببرید که اکنون آنرا انجام نمی دهید و اگر بطور منظم و پیوسته آنرا به انجام رسانید ، در زندگی شخصی تان تغییری مثبت و بسیار مهم به وجود می آورد.

سوال 2:

یک عمل را نام ببرید که اکنون آنرا  انجام نمی دهید و اگر بطور منظم و پیوسته آنرا به انجام برسانید ، در زندگی شغلی و حرفه یی تان تغییری مثبت و بسیار مهم بوجود می آورد.

افرادی که به طرزی موثر ، مدیریت خویشتن را در پیش می گیرند ، نظم زندگیشان ناشی از درون خودشان ، و کنش اراده آزاد آنهاست ، یعنی پیرو ژرفترین ارزشهایی هستند که خود انتخاب کرده اند.

اگر به مساله مدیریت زمان توجه کنیم ، می بینیم که اساسا وقت خود را صرف دو دسته از امور می کنیم . : امور مهم  و امور اضطراری .

امور اضطراری نیاز به توجه فوری و بیدرنگ دارند.یعنی ما را تحت نفوذ و تسلط خود در می آورند .تلفنی که زنگ می زند ، مساله یی اضطراریست . امور اضطراری ملموس و  جلوی روی ما قرار دارند و انجام آنها خوشایند و آسان است ، اگر چه جزو امور مهم نیستند.

حال آنکه امور مهم به نتایج مورد نظر ما ارتباط دارند، به این مفهوم که اگر مساله یی مهم باشد ، به رسالت و ارزشها و مهمترین هدفهایتان کمک می کند. ما نسبت به امور اضطراری واکنش نشان می دهیم ، حال آنکه امور مهم چون اضطراری نیستند ، نیاز به ابتکار عمل و عامل بودن افزونتری دارند. این ماییم که باید فرصتها را در یابیم و امور را به تحقق در آوریم.

فکر می کنید عادت چهارم مردمان موثر چیست؟

ارسال در تاريخ یکشنبه 1385/08/28 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

 

عادت 2:   ذهنا از پایان آغاز کنید.

مفهوم ضمنی این عادت این است که به روشنی ، مقصدتان را بدانید، تا بدانید که می خواهید به کجا برسید.  دقیقا مانند ناظر ساختمانی که هر روز صبح با نقشه ساختمان سر ساختمان می رود و ذهنا پایان کار را می بیند و می داند.و هر روز با استفاده از آن نقشه در باره جزییات کار آنروز تصمیم می گیرد.

زیرا همواره دوآفرینش وجود دارد.! هرگونه آفرینش مادی به دنبال آفرینش ذهنی است .نجارها اصطلاحی دارند که میگن : " دوبار اندازه بگیر و یکبار ببر."

بنابراین این عادت می گوید که : برنامه خود را بنویسید.

فلسفه و نظام ارزشی خود را تعیین کنید، شعار رسالت شخصی خود را در دل و ذهن خویش حک کنید.به جای اینکه خود را به علت آنچه در گذشته برایتان رخ داده – و در واقع بدلیل سابقه تان – محدود کنید، از طریق تخیل تان ، خود را به توانایی خویش متصل کنید.

" گذشته تان بخشی از خاطره تان است و توانایی تان بخشی از تخیل تان."

تخییل خصیصه یی کاملا بشریست و حیوانات فاقد آنند.شما می توانید آگاهی خود را به هر بخش از آینده که بخواهید فرا افکنید.زمان و مکان در برابر قوه تخیل معنا و مفهومی ندارد. اگر بتوانید با وضوح و روشنی مجسم کنید ، بنیادی ترین اصول زندگی خودتان را کشف خواهید کرد.

پس از این کشف ، می توانید آنرا بصورت شعار رسالت شخصی یا هدفنامه خود بنویسید. جوهر عادت دوم مردمان موثر نوشتن شعار رسالت شخصی است ، که میتوان آنرا " عادت رهبری " خواند.زیرا منظور از رهبری در اینجا – علاوه بر رهبری سازمانی – این است که شخص نخست رهبری خویشتن را به عهده گیرد. بنابراین با در نظر گرفتن این اصل که همه چیز دوباره آفریده می شود، رهبری باید نخستین آفرینش باشدو مدیریت ، دومین آفرینش .درنتیجه مدیریت ، رهبری نیست . رهبری با این مساله سر و کار دارد که : چه اموری را میخواهیم به انجام برسانیم.و مدیریت با این مساله که : چگونه می توانیم امور معینی را به بهترین شکل به انجام برسانیم.

پیتر دراکر در این باره میگه که : "مدیریت یعنی درست انجام دادن امور و رهبری یعنی انجام دادن امور درست."

رهبری به تعیین مسیر می اندیشد ولی مدیریت به امور لجستیکی و اجرایی آن می پردازد.

یه سوال ؟ آیا هیچ گاه از نردبانی بالا رفته اید ، تا در پله آخر متوجه شوید که نردبان از همان نخست به دیوار نادرست تکیه داشته است ؟

برای ادراک عمیق این عادت مثالی بزنیم و التماس دعا:

در مکانی آرام ، در جایی که تنها هستین، جایی که حواستون پرت نمی شودتمرین زیر را انجام دهید.

مجسم کنید که به مراسم تدفین عزیزی می روید.برای حضور در آنجا سوار ماشین خود می شوید و در پارکینگ آن محل ماشینتان را پارک می کنید و پیاده می شوید. به گلهای باغ و موسیقی ملایم ارگ  که به گوش میرسد توجه می کنید. همچنان که از میان مدعوین می گذرید ، چهره اندوهگین دوستان و خویشاوندانتان را می بینید که همگی باعث گردیده شما را در شناختن مرده حساستر کند. وقتی به جلوی اتاق می روید و به درون تابوت می نگرید ، ناگاه خود را چهره به چهره خویشتن می بینید.!! آره این مراسم تدفین خودتان است که سه سال پس از تاریخ امروز انجام می گیرد!. همه این افراد برای بزرگداشت شما آمده اند تا قدردانی و محبتی را که نسبت به زندگیتان احساس می کردند ابراز کنند.

وقتی بر صندلی می نشینید و منتظر آغاز مراسم می شوید ، به برنامه یی که در دست دارید می نگرید.قرار است که سه  نفر سخنرانی کنند. اولین نفر یکی از اعضای خانواده ، دومین نفر یکی از دوستان شماست و سوم ، یکی از همکاران شماست . اکنون عمیقا بیندیشید که هر یک از این سخنرانان در باره شما و زندگیتان چه می گفتند.؟ دوست داشتید کلام آنها شما را چگونه همسر یا پدر یا مادری معرفی کند؟ چگونه فرزند یا پسر عمو یا دختر عمویی یا عمه ای ؟ چگونه دوستی ؟ چگونه همکاری؟

دوست داشتید که منش شما را چگونه می دیدند؟ می خواستید چه کمکها و ایثارها و توفیقاتی را به خاطر آورند؟ با دقت به جمع حاضران بنگرید . دوست دارید چه تفاوتهایی را در زندگیشان ایجاد کرده باشید؟ آیا می خواهید در زندگی آنها دگرگونی و تغییری را بوجود آورید ؟ چون هنوز سه سال فرصت دارید؟!!

پس از این که به مطالعه ادامه بدین ، چند دقیقه بنشینید و همه احساسهایتان را بنویسید. این کار به شما کمک می کند تا عمیقا مفهوم عادت 2  " ذهنا از پایان آغاز کردن " را دریابید.

اگر بطور جدی تمرین تجسم بالا را انجام داده باشید ، لحظه یی ژرفترین و بنیادی ترین ارزشهای خود تماس حاصل کرده اید . این عادت یعنی ایجاد کانونی محوری که بر مدار سلسله یی از اصول و ارزشها که توسط خود شخص تعیین شده می چرخد.

 

 

فکر می کنید عادت سوم مردمان موثر چیست ؟

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه 1385/08/24 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

پس عامل بودن یعنی چی ؟

 یعنی ملامت نکردن اوضاع و شرایط یا اشخاص. این بهانه که رفتارتان حاصل شرطی شدن شماست ، ضد عامل بودن است ، ضد عامل بودن

یعنی " واکنشی بودن" .

وقتی میگوییم مردمان موثر "عامل " بودن، یعنی رفتارشان حاصل تصمیم و انتخاب آگاهانه خودشان ، و مبتنی برارزشهایشان است، نه ثمره اوضاع و شرایط آنها ، که واکنشی مبتنی بر احساس است.

برای تصریح این عادت کافیست مثال زیر را بادقت بیشتر بخونید:

فرض کنید برنامه ریزی کرده اید که با اعضای خانواده تان به پیک نیک بروید.همه مقدمات را تهیه کرده اید و میدانید می خواهید به کجا بروید. اما ناگهان هوا توفانی می شود و همه برنامه هایتان را به هم می ریزد.

افراد عامل همواره " هوای درون " خود را حمل می کنند ، و هوای درون خویش را به هر کجا که بروند ، همراه می برند. یعنی به شیوه یی سرشار از خلاقیت ، پیک نیک خود را در مکان دیگری برگزار می کنند و می کوشند از همان وضعییت ، بهترین ثمره را به وجود آورند. اما ضد " عامل بودن " واکنشی بودن است . واکنش اینگونه افراد نسبت به وضعیت بالا  این است که : " فایده اش چیست ؟ پس از این همه تلاش و برنامه ریزی ،همه زحمات ما بر باد رفت ."

طبیعتا این روحیه منفی بر خودشان و همه اعضای خانواده  تاثیرمنفی میگذارد.

واکنشیها همیشه می خواهند از زیر مسوولیت شانه خالی کنند. این افراد به طرزی فزاینده احساس قربانی بودن و عدم تسلط می کنند و برای تشخیص کافیست بدونید که همواره  در حال ملامت کسی و یا چیزی هستند. حتی شاید ستارگان را هم به باد ملامت بگیرند.مثلا می گویند: آخر، من متولد فلان ماه هستم و به این دلیل هم عجول هستم و یا بر عکس ، وانگهی در طالع بینی من آمده که در این ماه نباید تصمیم حیاتی بگیرم ، در نتیجه تا ماه آینده صبر می کنم ، تا بتونم درست قضاوت کنم." از همه بدتر این که به شیوه یی رفتار می کنند تا بتوانند باور خودرا به اثبات برسانند.

حال آنکه انسان عامل فقط ارزشها و اصولی را انتخاب می کند که خودش درونا بتواند صحت و اعتبار آنها را تشخیص بدهد و تایید کند.

یکی از بهترین راهها برای تشخیص میزان "عامل بودن " خود ، این است که ببینیم وقت و انرژی خود را صرف چه چیزهایی می کنیم. همه ما نگرانیهایی – در باره سلامت ، مشکلات شغلی ، فرزندان ، وامها ، قروض ، جنگ اتمی ، انرژی هسته ای و...... هزاران مساله دیگر – داریم. می توانیم حلقه نگرانی خود را از حلقه چیزهایی که در باره آنها نگرانی بخصوصی نداریم جدا کنیم.

با نگریستن به امور درون " حلقه نگرانی " خود در می یابیم که چه چیزهایی بیرون از اختیارمان قرار دارند، و در مورد کدام چیزها می توانیم کاری انجام بدهیم. امور دسته اخیر را در حلقه کوچکتر که " حلقه نفوذ" است قرار می دهیم.

با توجه به این که وقت و انرژی خود را بیشتر صرف امور کدام یک از این دو حلقه می کنیم ، می توانیم به میزان " عامل بودن " خود پی ببریم.

انرژی مثبت حلقه نفوذ را وسیع می کند و افراد عامل همه تلاشهای خود را بر حلقه نفوذ خویش متمرکز می کنند.یعنی فقط به مسایلی می پردازند که زیر نفوذ مستقیم خودشان قرار دارد. ولی واکنشیها ، تلاشهای خود را بر " حلقه نگرانی " خویش متمرکز می کنند.

 

حالا شما میتونید دومین عادت مردمان موثر را حدس بزنید
ارسال در تاريخ یکشنبه 1385/08/21 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

شما فکر می کنید آدمهای موثر چه عادات مهمی داشتند؟!! واقعا  وجه اشتراک مردمان موثر چیست؟  اگر کتاب هفت عادت مردمان موثر نوشته استفان کاوی و ترجمه گیتی خوشدل را خوانده باشید ، خواهید پاسخ داد.!

دوست علاقه مند شما و علاقه مند به شما با اشتیاق آنرا را خوانده و برای ایجاد انگیزه به شرح مختصر این عادات می پردازد. همانطور که عده زیاد نظر داده اند بیشتر مطالب و توصیه های بنده ، خوب است وهمه میدانند ولی عمل نمی کنند.  گفته اند راهکاری برای عملی کردن و یا بعبارتی کاربردی نمودن  ارایه بدهیم.گفته اند که  " همه میدانیم دروغ بده . خوب بده دیگه . ولی با دروغ گفتن کلی حال می کنیم. " درسته ؟ ببینید همه مون کارشناسی ارشد داریم ... فلهذا بر آن شدم که عادات مردمان موثر را در اختیار گذارم.

مستدعی است که در نظر خود ،  عادت بعدی را در هر پست  حدس بزنید تا انگیزه نوشتن و انرژی لازم برای ادامه فراهم گردد. متشکرم

 

اولین عادت :  عامل بودن

قبل از پرداختن به این عادت اجازه میخام یه مقدمه بگم :

مقدمه :

عادات نقطه تلاقی سه عنصر است :

1-     دانش: یعنی اینکه بدانیم چه کاری باید انجام دهیم.

2-      مهارت : یعنی اینکه بدانیم آن کار را چگونه انجام دهیم.

3-     اشتیاق : یعنی اینکه میل به انجام آن کار داشته باشیم.

هفت عادت مردمان  موثر به روشنی نشان می دهد که موثر بودن – خواه در زندگی شخصی  خودمان و خواه در زندگی دیگران – محصول منش ماست، نه ثمره قواعد و فنونی برای اداره یا کنترل کردن دیگران . این هفت عادت کاملا به همدیگر مرتبط می باشند.

اما از این هفت عادت چه انتظارهایی می توان داشت و چگونه می توان به این انتظارها رسید؟

 هفت عادت برنامه ای برای ایجاد تغییری بنیادی و پایدار و مادام العمر است ، مشروط به اینکه آنها را به دقت بیاموزیم. آنها را به دیگران تعلیم بدهید، و از همه مهمتر این که متعهد شوید آنها را هر روز در زندگی روزانه تان به کار ببرید.بعبارت بهتر ، با آنها زندگی کنیدتا بخشی از وجوتان بشوند.

ثمرات این هفت عادت :

1-     احترام به خود و اعتماد به نفس

2-     تاثیر بر روابط انسان ، یاد میگیریم که هرگز زندگی خود را بر اساس نقاط ضعف دیگران بنا نکنیم.

3-     خواهید توانست در دیگران انگیزه ایجاد کنید

4-     خلاقیت و شادی و هیجان و اشتیاق برای آموختن

همواره یادتان باشد که برای افزایش سطح آگاهی خود همواره باید برای آموختن بکوشید، آموخته ها را به دیگران بیاموزید و به آنچه آموخته اید با تامل عمل کنید.

زندگی انسان دارای سه مرحله تکاملی است 

الف : اتکای کامل : معمولا تا حدود1 سالکی باید دکمه پیراهنمان را برایمان ببندند. غذا به دهنمان بگذارند و برای جابجایی بغلمان کنند .... کاملا متکی هستیم .

ب: استقلال :زمانی میرسه که دیگه میگیم خودم. خودم میخام ببندم. خودم میخام بخورم . خودم میخام راه برم......

ج : اتکای کامل : باز در ادامه که مثلا وارد مهد یا کودکستان شدیم ، می بینیم که باید قواعدی را رعایت کرد. باید تیمی زندگی کرد. باید پاسکاری کرد مثل فوتبال ، دیگه من میخام نداریم و جواب نمی ده و این سکانس در زندگی انسان طولانی ترین قسمته و همین می طلبه که جهت بهتر بازی کردن این قسمت هفت عادت مردمان موثر را یاد بگیریم.

 

اولین عادت : عامل بودن

اساسی ترین عادت مردمان موثر  " عامل بودن " است .عامل بودن یعنی مسیولیت خود را به عهده گرفتن و .......

ادامه دارد ......

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه 1385/08/17 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

تفاوت آرزو و خواستن

روزی جوانی از استاد فرزانه اش پرسید : " چگونه می توان خردمند شد؟" استاد اورا به کنار رودخانه ای برد و سرش را در آب فرو کرد! پس از چند لحظه جوان احساس خفگی کرد و به تکاپو افتاد . اما استاد سر او را همچنان در آب نگه داشت. شاگرد بر تقلای خود افزود تا خود را از آن وضع رهانید. آنگاه استاد پرسید : وقتی سرت زیر آب بود ، چه آرزوی بزرگی داشتی ؟ جوان ترسان و لرزان پاسخ داد: " هوا ، هوا ، برای اینکه نفس بکشم." استاد گفت : بسیار خوب . همین پاسخ سوال تو بود. باید در طلب خردمندی هم به همین اندازه مشتاق باشی .

ارسال در تاريخ سه شنبه 1385/08/16 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

به ارزش واقعی خود پی ببریم

با استفاده صحیح و قانونمند از ذهن می توانیم به تمام آرزوهایمان برسیم و تنها عاملی که می تواند جلوی آنرا بگیرد ، فقط اندیشه های محدود خودمان است. اینکه گذشته خوبی نداشته ایم ، خجالت آور نیست ، اما اگر آینده خوبی را نسازیم باعث تاسف است ، اگر در کنار اقیانوسی ایستاده باشیم و فقط یک لیوان همراه داشته باشیم چقدر آب می توانیم بر داریم؟ آیااقیانوس مانع از برداشتن آب می شود.؟ پس تنها محدودیت ، کوچکی ظرف خودمان است  که این ظرف در واقع ذهن محدود شده توسط خود ما و اراده ضعیف ما است ، چیزی که با بکار گیری اصول خاصی می توان به آن وسعت و قدرت بخشید . نعمتها و برکات این جهان نیز مانند آب اقیانوس فراوان است و تنها عاملی که سبب می شود افراد در داشتن آنها متفاوت باشند ، چیزی جز ناآگاهی از ذهن و نیروهای درونی نیست. وقتی نحوه استفاده از نیروهای الهی درون خود را بیاموزیم ،احساس می کنیم که بارش نعمتهای خداوند به زندگیمان افزایش یافته ، که در واقع این ظرف خودمان است که بزرگ شده است.

خداوند آنچه را که در زمین و آسمانها است در اختیار شما قرار داده است.

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 1385/08/14 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

آغاز زندگی کجاست ؟

آغاز زندگی هرکس زمانی است که جهت زندگی خود را تعیین می کند. تا آنجا که به یاد دارم دوستان مرا سمبل شور و اشتیاق میدانند. اشتیاق است که مرا پیش می برد. با سرمایه باطنی اشتیاق زندگی ناگزیر به سوی فعالیت ، موفقیت و از همه مهمتر شادمانی کشیده می شود. میل و آرزو انسان را بر می انگیزاند ، ایمان هدایتش می کند و تندرستی و سلامتی فرصتی برایش فراهم می کند که از تمام تواناییهایش بهره مند شود . با چنین شرایطی ، موفقیت امری مسلم است .

ارسال در تاريخ چهارشنبه 1385/08/10 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

يك محقق ژاپني با انتشار يافته‌هاي تحقيقات خود مدعي شد كه مولكول‌هاي آب نسبت به مفاهيم انساني تأثيرپذيرند.
نظريه اين محقق ژاپني كه تاكنون از سوي مؤسسات علمي فيزيكي و زيست‌شناسي مورد تأييد قرار گرفته است، مبتني بر بررسي نمونه‌هاي فراواني از كريستال‌هاي منجمدشده آب و مقايسه آن با يكديگر است.
پروفسور «ايموتو»‌كه يافته‌هاي خود را در سه جلد كتاب ارائه كرده است، معتقد است كه مفاهيم متافيزيكي محيط بر روي تركيب مولكولي آب تأثير مي‌گذارد.
اين دانشمند ژاپني كه فارغ‌التحصيل دانشگاه يوكوهاماست، داراي يك مؤسسه تحقيقاتي به نام
SHM در ژاپن است كه امور تحقيقاتي مربوط به كريستاليزه شدن آب را در آنجا انجام مي‌دهد. 
آب، پيام مهمي براي ما دارد. آب به ما مي‌گويد كه نگاه عميق‌تري به خودمان بيندازيم. زماني كه با آيينه آب به تماشاي خود مي‌نشينيم، اين پيام به طور شگفت‌آوري خود را شفاف و درخشان مي‌كند. مي‌دانيم كه زندگي بشر مستقيما به كيفيت آبي كه در اطراف ما يا درون بدن ماست، روي آورده است. تصاوير و اطلاعات ارائه‌شده در اين مقاله،‌ بازتابي از فعاليت «ماسارو ايموتو»، محقق خلاق و روياپرداز ژاپني است. «ايموتو» كتابي با نام «پيغام آب» منتشر كرده كه برگرفته از يافته‌هاي تحقيقات جهاني وي است. اگر شما نسبت به تأثيرپذيري افكارتان از وقايع درون يا پيرامونتان شك و ترديد داريد، اطلاعات و عكس‌هايي كه در اينجا آورده شده را ببيند. اين تصاوير مستقيما بر اساس نتايج به دست آمده در كتاب انتشاريافته «ايموتو» است، مطمئنا در فكر و ذهن شما دگرگوني پديد مي‌آورد و عقايد شما را عميقا تغيير خواهد داد.
بنا بر آنچه در كتاب «ايموتو» آمده است، ما به مدارك حقيقي دست يافته‌ايم كه نشان مي‌دهد، انرژي ارتعاشي بشر، افكار، نظرات و موسيقي بر ساختار مولكولي آب اثر مي‌گذارد.
آب، ماده‌اي بسيار سازگار است، به گونه‌اي شكل فيزيكي آب به آساني با محيطي كه در آن هست، انطباق پيدا مي‌كند و نه تنها از نظر فيزيكي تغيير مي‌كند، بلكه شكل مولكولي آن نيز تغيير مي‌يابد. انرژي يا ارتعاشات محيط، شكل مولكولي آب را تغيير مي‌دهد. از اين جنبه، نه تنها آب توانايي آن را دارد كه از حيث ديداري، محيط خود را منعكس كند، بلكه از حيث مولكولي هم در انعكاس محيط اطراف خود عمل مي‌كند.
«ايموتو»، تغييرات مولكولي آب را به وسيله تكنيك‌هاي عكسبرداري و مشاهده ميكروسكوپي به صورت سند و مدرك درآورده است. به اين صورت كه وي قطراتي از آب را به صورت يخ درآورده و سپس آنها را در يك فضاي تاريك ميكروسكوپي مورد آزمايش كه از قابليت‌هاي عكاسي برخوردار بوده، قرار داده است. تحقيقات وي، آشكارا تغيير شكل ساختار مولكول آب را به نمايش گذاشته است و اثر محيط بر ساختار آب را نشان مي‌دهد.
برف، بيش از چندين ميليون سال است كه بر زمين فرود مي‌آيد و همان‌گونه كه مي‌دانيم، هر دانه برف‌، داراي شكل و ساختار خاص و منحصر به فرد است. با تبديل يخ به آب و عكسبرداري از ساختار آن، شما به اطلاعات باورنكردني‌اي آب دست پيدا مي‌كنيد.
«ايموتو» به تفاوت‌هاي جالب‌توجهي در ساختار كريستالي آب دست يافته است كه از منابع گوناگون و شرايط مختلف در روي كره زمين تهيه شده‌اند. آبي كه از نخستين محل خود از كوه جاري مي‌شود و چشمه‌هايي كه جاري هستند، طرح‌هاي هندسي بسيار زيبايي از الگوهاي كريستالي‌شده خود ارائه مي‌دهند. آب آلوده و سمي كه از نواحي پرجمعيت و صنعتي به دست آمده است و آب راكد كوله‌هاي آب و سدهاي ذخيره، به صراحت ساختارهاي كريستالي تغييريافته و برحسب اتفاق شكل‌گرفته آب را نشان مي‌دهد.

آب به صورتي زنده و تأثيرپذير به هر يك از احساسات و انديشه‌هايمان پاسخ مي‌دهد. كاملا روشن است كه آب به آساني، ارتعاشات و انرژي محيطش را به خود مي‌گيرد و جذب مي‌كند؛ خواه آلوده، سمي يا راكد و كهنه باشد. كار غيرعادي «ايموتو»، نمايشي پرهيبت است و ابزاري قدرتمند كه مي‌تواند، درك ما را از خودمان و جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم، براي هميشه تغيير دهد. هم‌اكنون مدرك قوي و محكمي داريم كه مي‌توانيم به طور مثبت، خود و سياره خود را با انتخاب افكاري كه براي انديشيدن برمي‌گزينيم و راه‌هايي كه اين افكار را به فعليت مي‌رساند درمان نموده تغيير شكل دهيم.

ارسال در تاريخ یکشنبه 1385/08/07 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

واقع بین باشید.

برای خیلی ها واقع بینی و واقعیت گرایی یعنی نگران مشکلات زندگی بودن و غصه بدبختی ها را خوردن.این آدمها وقتی می بینند عده ای شاد و بی خیال به زندگی نگاه می کنند کلافه می شوند و از کوره در می روند. برای آنها شاد بودن و مثبتهای زندگی را دیدن کاری است بچه گانه و انسان سالم از نظر آنها ، انسانی است که دایم غم این و آن و غصه این چیز و آن چیز را بخورد. اما آیا مثبت اندیشی و خیر انگاشتن وقایع و حوادث جهان ، به راستی خیالبافی است ؟.

آیا انتظار داشتن بهترین چیز از خودت و همین طور ، انتظار بهترینهای زندگی برای خودت و بقیه خیالبافیست؟و نگران غم و رنج و درد دیگران بودن واقع گرایی و واقع بینی است؟ مسلما جواب سوال منفی است.

در واقع ، مثبت گرا و مثبت اندیش بودن واقعی ترین روش زندگی است .واقعیت پدیده ای است عظیم و فراگیر که نگران بودن هزاران نفر مثل من و تو برای آن پشیزی ارزش ندارد.کافیست کمی به انرژی عظیمی که فقط در یک روز تابش اشعه خورشید تولید میشود فکر کنی و یا در مورد زیبایی های جهان در هر تغییر فصل دقیق شوی . با منفی نگری و غم طلبی و جست و جوی نگرانی و غصه ، چشم خود را به روی زندگی نبند.واقع گرا و واقع بین باش و امکانات نامحدودی را که زندگی فرا راه تو قرار داده ، نظاره کن. انسانهای نگران و منفی باف ، بیمارند و سلامتی روانی خود را از دست داده اند. آنها را جدی نگیر و واقع بین باش.

ارسال در تاريخ یکشنبه 1385/08/07 توسط آباد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

نخستین گام موفقیت چیست؟

نخستین گام موفقیت آن است که از آنچه هستید شادمان باشید. چه بسیارند مردمانی که از خود ملولندو آرزو دارند فرد دیگری باشند. چنین مردمانی همیشه در زندگی از اعتماد و اتکا به نفس بی بهره اند.

با شادی و سرور از اینکه خودتان هستید ، راه موفقیت را آغاز کنید . آنگاه شما می توانید با سرعت هر چه تمامتردر طرح الهی زندگی خود گسترده شوید و شاهد عینیت یافتن تقدیر الهی خود باشید.یقین داشته باشید که طرح الهی زندگی شما، تنها طرحی است که به شما خرسندی و رضایت خاطر کامل خواهد بخشید.

به هیچ کس حسد نبرید . هرگز بیتاب نباشید و به خدای خود توکل کنید تا همیشه در زندگی موفق و پیروز باشید.

ارسال در تاريخ شنبه 1385/08/06 توسط آباد

Google

قالب وبلاگ