تبليغاتX
دنيــــاي ان. ال. پی ای کاش می شد که کسی می آمد. این دل خسته ما را می برد. چشم ما را می شست . راز لبخند به لب می آموخت. کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود . کاش می شد که غم و دلتنگی . راه این خانه ما گم می کرد . و دل از هر چه سیاهیست رها می کردیم . و سکون جای خود را به هم آوایی ما می بخشید . و کمی مهربانتر بودیم . کاش می دانستیم راز این رود حیات که به سر چشمه نمی گردد باز. کاش می شد کسی می آمد باور تیره ما را می شست . و به ما می فهماند دل ما منزل تاریکی نیست . و کسی می آمد و به ما می فهماند . از خدا دور شده ایم
دنيــــاي ان. ال. پی
برنامه ریزی عصبی - کلامی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

صاحب معرفتی می گفت : " نفر اول شدن و خوب ترین بودن یک تله است ! مواظب باشید در این تله نیفتید که سقوط خواهید کرد "!

چند نفر را می شناسید که به یک رشته رزمی روی آوردند و چند هفته بعد چون دیدند که نمی توانند مانند بروس لی ، قهرمان شماره یک هنر رزمی شوند آن را رها کردند و خانه نشین شدند ؟!                                           

چند نفر را سراغ دارید که می خواستند نفر اول کنکور سراسری شوند و چند ماه مانده به آزمون میدان را واگذار کردند ، فقط به این دلیل که متوجه شدند با سرعتی که مطالعه می کنند امکان نفر اول شدن آنها کم است و در نتیجه قید درس و مشق را زدند و خودشان را به هیچ و پوچ سرگرم ساختند!!؟                                                     

چه تعداد زن و شوهر را سراغ دارید که اول زندگی می خواستند بهترین خانه ها را برای همدیگر بسازند و بعد از چند سال وقتی دیدند که هر چه جلوتر می روند بار مسئولیت زندگی سنگین تر می شود و باید بیشتر زحمت بکشند ناگهان از همه چیز بریدند و تن به جدایی دادند و سردی سپردند و تنهایی را به جای با هم بودن انتخاب کردند !؟

" همه یا هیچ " ،" یک یا صفر " ، بهترین یا بدترین " تله ای است که خیلی ها در دام آن افتاده اند و انسانهای آرزومند موفقیت و آرامش باید به شدت و با دقت و  وسواس مواظب  باشند که دراین تله نیفتند وحتی از نزدیکی این تله نیز عبور کنند.                                                                                                         خیلی جاها معمولاً و تا حد لازم خوب بودن کفایت می کند و معمولی زندگی کردن همه خوشبختی و آرامشی را که نیازمند آنیم برای ما به ارمغان می آورد . دانش آموز تیز هوشی را می شناسم که چون به اندازه نمره بیست درس نخوانده بود در امتحان شرکت نکرد و برایش نمره صفر منظور شد و در مقابل شاگرد نه چندان با هوشی را می شناسم که گیرایی چندانی نداشت اما در حد بضاعت درس می خواند و مصرانه در تمام آزمون ها شرکت می کرد و تا آخرین لحظات هم صندلی امتحان را ترک نمی کرد و با نمره معمولی فارغ التحصیل شد و الان هم شغلی با درآمد متوسط دارد و از زندگی خود راضی است .اما آن دانش اموز تیز هوش به خاطر چند بار شرکت نکردن در آزمون های مهم و حساس ، هنوز دانشگاه را به پایان نرسانده و در به در دنبال آن است که ثابت کند هنگام آزمون ها دچار بیماری بوده و به راستی مگر حقیقت غیر از این است ؟!                                                            

یک شخصیت خیلی خوب و فوق العاده مثبت را وارد یک جمع معمولی کنید و خوبی آن شخص را به رخ بقیه بکشید و به او امتیاز بدهید . کمی صبر کنید . بعد از مدتی خواهید دید که تعداد انگشت شماری از حالت معمولی به سمت حالت خیلی خوب روی می گردانند و در مقابل عده قابل ملاحظه ای ، خلق و خوی منفی و ناپسند پیدا می کنند !! با این منفی های جدید اگر صحبت کنید ودلیل رویکرد منفی شان را بپرسید ، از شنیدن  پاسخ آنها حیرت خواهید کرد ! همه آنها متفق القول یک جمله را خواهند گفت : " ما که نمی توانیم مثل آن آدم خیلی مثبت شویم ! پس مجبوریم که در همه جنبه ها خیلی منفی شویم !! " و این همان تله ای است که آن صاحبدل اول مطلب گفت.   

شاید برای بسیاری از اهل موفقیت این مقاله گران آید و آنها با اعتراض بگویند که بهترین و بالاترین شدن حق هر انسانی است و موفق ترین بودن اتفاقی است که باید برای هرانسانی رخ دهد . اما حقیقت این است که انسانهای موفق وقتی در بخشی از زندگی خود نمی توانند یک خیلی خوب منحصر به فرد باشند بلافاصله تسلیم شکست نمی شوند و خود را دست و پا بسته در دام مخدرهای دارویی و بی خیالی های ذهنی نمی اندازند ، بلکه زندگی متوسط و معمولی خود را ادامه می دهند و از آن هم لذت می برند .                                                                     

درکلاس زبان انگلیسی دو نفر وجود دارند که یکی نمره اش بیست است و آن دیگری چهارده ! به نظر شما کدام یک خوشبخترند ؟! حتماً می گویید آن که نمره اش بیست است . آن که نمره اش بیست است فقط انگلیسی بلد است ، اما آن که نمره انگلیسی اش چهارده است در کلاس زبان آلمانی هم چهارده می گیرد و در کلاس زبان روسی و عربی هم چهارده می گیرد . حال بگویید کدام یک موفق ترند ؟!                                                               

معمولی بودن اصلاً بد نیست . مهم این است که در تمام امور زندگی حد اعتدال و متوسط رارعایت کنیم و بی جهت برای اول شدن در یک شاخه ، از جنبه های دیگر زندگی خود کم نکنیم . نظر شما چیست ؟                      

 

ارسال در تاريخ شنبه 1388/02/19 توسط آباد

Google

قالب وبلاگ