مشق 21

حداكثر تلاش !؟

شغل تنها زماني ارزش دارد كه آزادانه پذيرفته شود ! به دو دليل بايد در هر كاري حداكثر تلاش خود را به كار ببنديم . اول به خاطر شادي خودمان : دوران مدرسه را بخاطر بياوريد. آيا در آن روزها كه تمام تكاليفتان را انجام داده بوديد با شور و شوق بيشتر به مدرسه نمي رفتيد؟ مهم نيست كه 50 سال از آن روزها گذشته است . اصل مشق نويسي همچنان پا برجاست .معلم ها ، رؤسا و والدين ما ، همواره ما را به كار سخت تشويق كرده اند اما نه به خاطر رضايت آنها كه براي رضايت خاطر خود چنين كرده ايم . دوم اينكه : جهان هستي تنبلي و تكبر را به طريقي تنبيه مي كند . وقتي كاري را سرسري مي گيريم نتيجه قابل قبولي به دست نمي آيد. از يك بوكسور بپرسيد كه اگر رقيب را دست كم بگيرد چه مي شود ؟ كساني كه از شغل خود لذت مي برند صبح را با اين جملات آغاز مي كنند : امروز مي خواهم بهتر و مؤثرتر از ديروز باشم/ ممكن است هميشه به هدف نزنند اما به قصدآن شليك مي كنند .  هميشه بيشتر از حقوقتان كار كنيد روزي خواهد رسيد كه بيشتر از كارتان حقوق بگيريد / از كارمندي درباره شغل و رئيسش پرسيدم گفت: مطمئن باش نمي خواهم بقيه عمرم را براي اين بوقلمون كار كنم ! متاسفانه او اين نكته اساسي را براي زندگي در محيط كار درك نكرده كه ما براي رئيس مان كار نمي كنيم ، براي خودمان كار مي كنيم / شما هيچ كارفرماي بي عيب و نقصي نخواهيد يافت اما اگر قرارداد را امضاء كرديد بايد ا تمام توان براي آن كارفرما كار كنيد و نه اينكه به دنبال نقاط ضعفش بگرديد . وقتي كه تنها نيمي از توان خود را به كار مي گيريد بسيار بيشتر از رئيستان زجر مي كشيد، او فقط چند دلار از دست مي دهد و شما شور و شوق و اعتماد بنفس خود را مي بازيد . بعضي ها معتقد هستند كه شغلها به دو دسته شاد و كسل كننده تقسيم مي شوند اين طور نيست . يك آدم شاد مي تواند كار كسل كننده را از كسالت درآورد اين بدان معني  نيست كه يك كارمند بركنار شده بانك بايد 20 سال آزگار ماشين نويسي كند اما چند ماه ماشين شويي مي تواند درمان خوبي باشد ! چرا كه نخوت و تكبر ، نتيجه وفور و فراواني نعمت است . يك آرشتيك متكبر مي گويد : من ساختمانها را طراحي مي كنم اما طراحي پنجره ها به من مربوط نيست. مطمئنا براي يك مدير اجرايي اخراج شده كه خود را براي مقام وزارت آماده كرده تصور پيشخدمتي در يك رستوران كار آساني نيست.

 

نتيجه :

 هميشه و در هر كاري حداكثر تلاش خود را به كار بگيريد . نه به خاطر آنكه ديگران را تحت تاثير قرار دهيد ، بخاطر اينكه اين تنها راه لذت بردن از كار است . ممكن است بخاطر توقعي كه ديگران از شما دارند واقعا تصور كنيد كه از كارتان راضي هستيد . اما اگر به راستي كار خود را دوست داشته باشيد بايد اين نشانه ها در شما وجود داشته باشد :

صبحها به راحتي از خواب بيدار مي شويد و هيچوقت نمي خواهيد استراحت كنيد .

در هنگام كار ، خود و زمان را فراموش مي كنيد.

نتيجه تلاش كمترين اهميت را براي شما دارد.

 

با کلیک بر ادامه مطلب ترجمه لاتین این پست که توسط همکار و دوست خوبم در استرالیا انجام شده را ملاحظه خواهید نمود.

 

ادامه نوشته

مشق 20

با انگيزه زيستن يا بي مشكل زيستن!؟

بايد به دو اصل مهم در زندگي توجه نمود :

1ـشما نوع نگاه و نگرش خود را نسبت به زندگي ، انتخاب مي كنيد كه اگر چنين كنيد تقريبا مي توانيد از هر شغلي لذت ببريد .

2ـاگر در زمينه مورد علاقه خود كاركنيد شادتر خواهيد زيست ، احتمال موفقيت تان بيشتر خواهد بود و احتمالا پول بيشتري بدست خواهيد آورد . بنابراين من اول مي گويم : تصميم بگيريد به هر كاري كه در حال حاضر مشغوليد عشق بورزيد و بعد مي گويم :پيرو قلب خود باشيد . آيا ميان اين دو تناقضي وجود دارد ؟ خير . اولا در كوتاه مدت همه ما بايد بهترين استفاده را از موقعيتها ببريم . مثلا اگر به پول نياز داريم بايد شغل فعلي خود را حفظ كنيم و در عين حال براي آينده برنامه ريزي كنيم . اما در دراز مدت تنها با انجام كار مورد علاقه است كه مي توانيم احساس رضايت خاطر پيدا كنيم . معمولا به نظر مي رسد كه شغل ديگران آسانتر ، جذابتر و پر درآمدتر از شغل ماست! پرستاران به شغل پزشكان ، اداري به فني و همه به شغل مديرانشان غبطه مي خورند . اما در نهايت به اين نتيجه مي رسيم كه در هيچ كاري ايده آلي وجود ندارد . چرا؟ جواب واضح است ديگران نمي توانند و يا نمي خواهند كاري را انجام دهند بنابراين به ماحقوق مي دهند تا كار آنها را انجام دهيم اگر مشكلي براي حل كردن نبود كه شغلي براي ما وجود نمي داشت .

اگر شغلتان را دوست نداري دو راه دارد:

يا نگرش خود را تغيير دهيد يا شغلتان را . يكي از بزرگان مملكت گفته است در جامعه ما كسي كه حاضر است مدير شود يا عاشق است يا ديوانه . آيا بهتر نيست به جاي جدا كردن كار از فراغت آنها را مجموعه زندگي بدانيم ؟ دوست داشتن يك شغل مثل عاشق شدن است عشق ممكن است در آغاز از احساسات تند و افراطي ريشه بگيرد اما در دراز مدت به تصميم قاطعانه نياز دارد.

نتيجه :

 انسان اگر عاشق كار و خدمت باشد زندگي را به دو بخش كار و فراغت تقسيم نمي كند . برچسب زدن بر ساعات زندگي باعث محدود شدن ما مي شود . شما مي توانيد در زمان راه رفتن هم به فكر بهتر بودن كار و محيط آن باشيد و از اين افكار لذت ببريد . افراد عاشق دايم با معشوق خود هستند . پس بياييد عاشق كارمان باشيم.  

ترجمه به لاتین را در ادامه می توانید ببینید 

ادامه نوشته

مشق 19

 

شكرگزاري و وفور نعمت

آيا يك انسان ناسپاس و خوشبخت سراغ داريد؟ تمامي تعليمات روحاني ، ما را به شكرگذاري ترغيب مي كنند . راستش را بخواهي من شك دارم كه خداوند نيازي به اين چيزها داشته باشد . كسي كه مي تواند كوهها را به حركت واداردو كهكشانها را بسازد ديگر نيازي به اثبات هيچ چيز ندارد ! شكرگذاري ما ، صرفا به خاطر خود ماست و دليلش اين است كه ما در زندگي آن چيزي را به دست مي آوريم كه برايش وقت صرف مي كنيم . وقتي به خاطر موهبتي كه نصيبمان شده است لب به سپاس مي گشاييم احساس غني تر بودن مي كنيم و همين احساس است كه موهبات بيشتري را به زندگي مان سرازير مي كند . شايد همسرتان علاوه بر ويژگيهاي زيبايي كه دارد حساب و كتاب بلد نباشد ، تا وقتي كه صحبت از كيفيت زندگي است وجود يك حس سپاسگذاري بسيار مهمتر از منطق و رياضيات است .

نتيجه :

 انسان ناسپاس هرگز نمي تواند خوشبخت باشد خداوند از هر چيزي بي نياز است ولي سپاس ما از او باعث مي گردد موهبات بيشتري نصيبمان شود.

 

از دوست خوبم که زحمت ترجمه را می کشند ممنونم.

 

Appreciation and abundant of blessing
Do you know anybody who dose not appreciate anything and be happy?
All the religious education, lead us to be thankful .As a matter of fact I don’t think ,God needs us to be grateful about him. While he can move the mountains and built up the sky and all its possessions, so he does need to prove anything.
Being thankful and have a feeling of appreciation about the things we have in our life, is just because of ourselves and the reason for this is we achieve things that we spend time on them. When we are grateful for things we have been blessed for them, we fell more affluent and this is the feeling which lead us to have more things in our life. Your wife might be just beautiful or handsome and he\she dose have a clear way in life, but the important thing is while the quality is important in life, having an appreciation feeling is more important than other abilities.

Conclusion:
People who don’t appreciate the things they have, they can never fell happy in their life. God does not need anything but our admiration to his blessing, will be a cause to get more and more of his blessings.