نکته 26 برای آرامش : هرگز ارتباطات انساني را فراموش نكنيد ؟!

آيا توجه كرده ايد كه پرستاران خوب ، انسانها را بيشتر از كارشان دوست دارند . يادتان باشد هر كاري كه براي امرار معاش در زندگي انجام مي دهيد وسيله اي است براي پيوستن به مردم . و راضي بودن يا نبودن شما از شغلتان بستگي به چگونگي خدمتي دارد كه به مردم مي كنيد . از ميان شما تنها كساني حقيقتا شاد خواهند زيست كه خدمت به خلق را مي جويند و مي يابند . متاسفانه خدمت به خلق به بردگي كردن يا قرباني شدن تشبيه شده است، در حاليكه حقيقت غير از اين است . خدمت به خلق صرفا به اين معناست كه بفهميم در ايثار كردن چيزي منحصر به فرد از وجودمان به ديگران ، لذتي بي حد نهفته است . تدريس كردن و پرستاري از ديگران مي تواند يك خدمت باشد گل فروشي يا تعمير شوفاژهاي خانه هاي مردم ، با لبخندي بر لب مي تواند يك خدمت باشد . خدمت كردن به خلق ، ربطي به نوع شغل شما ندارد ، خدمت به خلق به فلسفه اعتقادي شما برمي گردد . اجتماع ، غالبا شغل انسانها را بر اساس مدارج فوق ليسانس و دكتراي انها ارزيابي مي كند ولي در اين ارزيابي همواره خطر ناديده گرفتن ارتباطات انساني وجود دارد . خيلي از معلمها به خود مي گويند : چرا بايد اهميت بدهم ؟ بچه ها علاقه و اهميتي براي جبر و حساب قائل نيستند / مسلم است كه نيستند اگر شما معلم كلاس دوم دبیرستان  هستيد ماموريت واقعي شما تدريس جبر نيست ، خود بچه ها هستند . ماموريت اصلي يك بانكدار ، رسيدگي به حسابهاي بانكي نيست بلكه برقراري ارتباط با مردم است . درهر شغلي هستيد نوآوري داشته باشيد . وجد و نشاط از تركيب تلاش و تخيل زاده ميشود .  مهم نيست كه چه كاري انجام مي دهيد مهم آن است كه چگونه انجامش مي دهيد .

صاحب كتابفروشي باشيد ، سازنده كشتي باشيد يا مربي مهد كودك ، در هر صورت دو راه پيش روي شماست : يا مي توانيد همان كاري بكنيد كه ديگران هم مي كنند و يا اينكه كمي تخيل و نوآوري نيز به آن بيفزاييد .

نتيجه :

 هنگامي كه انجام يك كاري را با كمال ميل و بدون اجبار برمي گزينيم شادي و نشاط را به زندگي خود فرامي خوانيم . نحوه كار بسيار مهمتر از نوع كاريست كه انجام مي دهيم. اگر ذره اي تخيل به تلاش خود بيفزائيد ، وجد و نشاط را به كار خود فراخوانده ايد !

نکته 25 برای آرامش :جهت خود را تغيير دهيد.!

  فرض كنيد كه دبيري شغل مورد علاقه شما بوده است . ولي شما به خواست پدرتان مهندس شده ايد . حرفهاي پدر هر روز در گوشتان زنگ مي زند . تو موقعيتهايي داشتي كه من هرگز نداشتم . اي كاش مي توانستم پل و ساختمان بسازم . شما نمي توانيد بر اساس خواسته هاي ديگران زندگي كنيد . شما براي ارضاء روياهاي تحقق نيافته والدينتان به دنيا نيامده ايد . و مجبور نيستيد به خاطر آنكه چهار سال مهندسي خوانده ايد ، چهل سال زندگي خود را حرام كنيد . آيا واقعا بايد به كارمان عشق بورزيم ؟ آيا بتهون عاشق موسيقي بود ؟ دو نفر پزشك را در نظر بگيريد كه اولي به بيمارانش عشق مي ورزد و دومي به ماشين آخرين مدلش . شما خود را به دست كداميك مي سپاريد ؟ البته تغيير شغل يك ريسك حساب شده است . ابتدا تواناييهاي خود را پرورش مي دهيم ، دانش خود را وسعت مي بخشيم ، درس مي خوانيم ، مطالعه مي كنيم ، براي مهارتهاي خود خريدار پيدا مي كنيم … و تازه آنوقت است كه شغل خود را تغيير مي دهيم . بسياري از انسانها يك عمر به ماهيگيري مي روند اما هرگز نمي فهمند كه دنبال ماهي نيستند . اگر فقط بخاطر پول كار كنيد هرگز خوشبخت نمي شويد و احتمالا پول چنداني هم بدست نمي آوريد . وقتي واقعا كار خود را دوست داشته باشيد وابستگي شما به درآمدتان كمتر مي شود و بنابراين به چيزي فراتر از پول مي انديشيد . پول يك بازي است و شما با بازي كردن برنده مي شويد و نه با زجر كشيدن . صرف نظر از كاري كه انجام مي دهيد رقبايي در مقابل شما هستند كه به كارشان عشق مي ورزند و اگر شما هم مثل آنها نباشيد محكوم به خروج از صحنه رقابت هستيد . آيا جايي براي شما هست ؟ بله ! براي هر كاري كه در حد كمال باشد هميشه فضاي كافي وجود دارد . انجام كار مورد علاقه ، غالبا در دراز مدت ثروت بيشتري را نصيبتان مي كند اما گاهي هم اينطور نمي شود . بعضي وقتها با انجام كاري كه دوست داريد اصولا نياز كمتري به پول احساس مي كنيد .

نتيجه :

نزديكترين راه توفيق در هر كاري عشق به خود كار است تا به جوانب و پي آمد آن . اگر عاشق كارتان نباشيد زمان براي انجام آن پيدا نمي كنيد براي يافتن معنا و هيجان در كار نيز بايد پيرو قلبتان باشيد ! پرورش تواناييهاي خود ، اولين قدم در انتخاب كار مورد علاقه و عاشق شدن به آن است

نکته 24 برای آرامش :از اوقات فراغت خود استفاده كنيد.

كار،عشق قابل رؤيت است . بسياري از افراد بتدريج سرگرمي خود را به كار تمام وقتشان تبديل مي كنند عكاسي كه عاشق كارش باشد عكسبرداري از مجالس برايش تفريح است . نجار و بقال نيز همين طور . ممكن است در بعضي از اوقات سال كار كساد باشد اما انها كه عاشقند به تدريج بر حجم فعاليتشان مي افزايند و ارزش كار برايشان بيشتر است . براي اينكه بفهميم كي عاشق كارش است بايد ببينيم كه كي مي پرد ! عاشقان مي پرند . اگر صبح براي سركار رفتن از خواب مي پريد عاشقيد .

 نتيجه :

 اگر مي خواهيد زندگي خود را با انجام كار مورد علاقه تان تامين كنيد مي توانيد از سرگرميهاي خود به عنوان يك منبع درآمد استفاده كنيد . تا جايي كه مي توانيد از سرگرمي هاي اوقات فراغت خود براي انتخاب شغل استفاده كنيد . براي اينكه باطري تحرك در زندگي خود را شارژ مي كرده باشيد گهگاهي خود را با افراد پايين تر جامعه مقايسه كنيد تا شكرگذار وضع موجود خود باشيد

نکته 23 برای آرامش :استعداد ندارم!

استعداد الزاما به مفهوم خلق يك شاهكار هنري نيست . توجه نشان دادن به ديگران هم يك استعداد است . آموختن و پرسش نيكو هم يك استعداد است حل مسئله ، مديريت و فرزند پروري هم ، استعداد است . متاسفانه ما غالبا استعدادهاي خود را دست كم مي گيريم . احساس رضايت خاطر ، از تكامل يافتن استعدادهاي خدادادي خود شما بدست مي آيد و نه از حسرت خوردن بر استعدادهاي ديگران . اكثر كساني كه خود را بي استعداد مي دانند هرگز كارهاي مختلف را امتحان نكرده اند . لازم به ذكر است كه استعداد اگر چه مفيد است و بزرگترين نعمت خدادادي است ولي همه چيز نيست . وقتي مردم درباره موفقيتهاي يك ورزشكار حرف مي زنند غالبا از استعدادهاي خارق العاده او سخن مي گويند .  اما وقتي پاي صحبت خود آن قهرمان مي نشينيم ، او از تمرين هاي خستگي ناپذيرش مي گويد و مي داند كه وجه تمايز ميان او و ديگران ، كار سخت ، مداومت و پشتكار و نگرش او بوده است.

آدمهاي ناموفق و ناظران خارجي ، تاكيد فراواني روي استعداد دارند . از نظر آنها نبود استعداد ، بهانه خوبي براي دست روي دست گذاشتن و تنبلي كردن است . اگر يك ويژگي مشترك و برجسته بزرگ در تمام هنرمندان بزرگ ، دانشمندان ، ستارگان ورزشي و مغزهاي اقتصادي وجود داشته باشد ،بدون ترديد آن ويژگي استعداد آنها نيست ، بلكه تمركز آنهاست . وقتي فهميديد كه به دنبال چه چيزي هستيد آن وقت ديگر تنها كاري كه باقي مي ماند ، متمركز كردن نيروهاست . هيچ كس نمي تواند همه كارها را به تنهايي و يكباره انجام دهد. هيچكس نمي تواند هم نهنگها را نجات دهد ، هم بيماران را شفا ببخشد و هم لايه ازن را ترميم كند.! بهتر است براي بقيه بشريت هم كاري باقي بگذاريم.!

نتيجه :

 استعدادهاي خود را بپذيريم و براي آنها ارزش قائل باشيد . با پرسش و سؤال مستمر به آموختن ادامه دهيد . كار سخت ، مداومت و پشتكار و اتخاذ نگرشي معقول و تعلقي به كار و زندگي قطعا شما را فردي موفق خواهد كرد . وقتي بدانيد دنبال چي هستيد و باغ آرزوهايتان زيبا تصوير شده باشد تنها كارتان متمركز كردن تمام قوا جهت رسيدن به آن خواهد بود.

نکته 22 برای آرامش :چگونه علايق خود را بازيابي كنيم ؟

زندگي را سهل و آسان كنيد . از انجام كارهايي كه به صورت عادت درآمده پرهيز كنيد . بعضي از موارد زائد را از روند عادي زندگي كم كنيد تا بتوانيد زندگي را شفاف تر ببينيد . به آنچه مي خوانيد بدون اينكه بدانيد كي آنرا نوشته است ؛ توجه كنيد . به نداي قلب خود گوش دهيد كه مي گويد من اين كار را دوست دارم . اين كار به من هيجان مي دهد . گوش كن ! به كتابخانه شهرتان برويد . تك تك قفسه ها را زير زره بين بگيريد. كدام يك شما را جذب مي كند ؟ كارهاي تازه را امتحان كنيد . براي يافتن جستجو لازم است . اگر جهت زندگي را گم كرده ايد احتمالا آن را در لابلاي پياله هاي شراب و يا دود سيگار و يا خماري بنگ نخواهيد يافت . استراحتي بخود بدهيد . وقت و فضاي كافي را در اختيار خود بگذاريد تا آنچه را برايتان اهميت دارد بررسي كنيد . يك هفته به تنهايي به كنار دريا يا به كوهستان برويد . شايد بفرماييد وقت ندارم درست مثل اين است كه بگوييد من راه را گم كرده ام اما چون دير شده نمي توانم نقشه را نگاه كنم . مهمترين چيز اين است كه ايده اشتغال به كار مورد علاقه را بپذيريد . براي انجام كاري كه به آن عشق مي ورزيد بايد اول امكان پذير بودن آن را باور كنيد . هنگامي كه كار مورد علاقه خود را كشف كرديد پاسخ اين را نيز پيدا خواهيد كرد كه :من مي خواهم با زندگي ام چه بكنم ؟

نتيجه :

 بسياري از مردم نمي دانند كه چه مي خواهند و تازه غمگين و افسرده اند كه چرا آن چيزي را كه خود نمي دانند چيست ، بدست نياورده اند . اگر دقيقا نمي دانيد كه چه مي خواهيد نزديكترين نقطه به آن هدف را بيابيد و حركت را از آنجا آغاز كنيد.

نکته 21 برای آرامش : حداكثر تلاش !؟

شغل تنها زماني ارزش دارد كه آزادانه پذيرفته شود ! به دو دليل بايد در هر كاري حداكثر تلاش خود را به كار ببنديم . اول به خاطر شادي خودمان : دوران مدرسه را بخاطر بياوريد. آيا در آن روزها كه تمام تكاليفتان را انجام داده بوديد با شور و شوق بيشتر به مدرسه نمي رفتيد؟ مهم نيست كه 50 سال از آن روزها گذشته است . اصل مشق نويسي همچنان پا برجاست .معلم ها ، رؤسا و والدين ما ، همواره ما را به كار سخت تشويق كرده اند اما نه به خاطر رضايت آنها كه براي رضايت خاطر خود چنين كرده ايم . دوم اينكه : جهان هستي تنبلي و تكبر را به طريقي تنبيه مي كند . وقتي كاري را سرسري مي گيريم نتيجه قابل قبولي به دست نمي آيد. از يك بوكسور بپرسيد كه اگر رقيب را دست كم بگيرد چه مي شود ؟ كساني كه از شغل خود لذت مي برند صبح را با اين جملات آغاز مي كنند : امروز مي خواهم بهتر و مؤثرتر از ديروز باشم/ ممكن است هميشه به هدف نزنند اما به قصدآن شليك مي كنند .  هميشه بيشتر از حقوقتان كار كنيد روزي خواهد رسيد كه بيشتر از كارتان حقوق بگيريد / از كارمندي درباره شغل و رئيسش پرسيدم گفت: مطمئن باش نمي خواهم بقيه عمرم را براي اين بوقلمون كار كنم ! متاسفانه او اين نكته اساسي را براي زندگي در محيط كار درك نكرده كه ما براي رئيس مان كار نمي كنيم ، براي خودمان كار مي كنيم / شما هيچ كارفرماي بي عيب و نقصي نخواهيد يافت اما اگر قرارداد را امضاء كرديد بايد با تمام توان براي آن كارفرما كار كنيد و نه اينكه به دنبال نقاط ضعفش بگرديد . وقتي كه تنها نيمي از توان خود را به كار مي گيريد بسيار بيشتر از رئيستان زجر مي كشيد، او فقط چند دلار از دست مي دهد و شما شور و شوق و اعتماد بنفس خود را مي بازيد . بعضي ها معتقد هستند كه شغلها به دو دسته شاد و كسل كننده تقسيم مي شوند اين طور نيست . يك آدم شاد مي تواند كار كسل كننده را از كسالت درآورد اين بدان معني  نيست كه يك كارمند بركنار شده بانك بايد 20 سال آزگار ماشين نويسي كند اما چند ماه ماشين شويي مي تواند درمان خوبي باشد ! چرا كه نخوت و تكبر ، نتيجه وفور و فراواني نعمت است . يك آرشتيك متكبر مي گويد : من ساختمانها را طراحي مي كنم اما طراحي پنجره ها به من مربوط نيست. مطمئنا براي يك مدير اجرايي اخراج شده كه خود را براي مقام وزارت آماده كرده تصور پيشخدمتي در يك رستوران كار آساني نيست.

 

نتيجه :

 هميشه و در هر كاري حداكثر تلاش خود را به كار بگيريد . نه به خاطر آنكه ديگران را تحت تاثير قرار دهيد ، بخاطر اينكه اين تنها راه لذت بردن از كار است . ممكن است بخاطر توقعي كه ديگران از شما دارند واقعا تصور كنيد كه از كارتان راضي هستيد . اما اگر به راستي كار خود را دوست داشته باشيد بايد اين نشانه ها در شما وجود داشته باشد :

1ـ صبحها به راحتي از خواب بيدار مي شويد و هيچوقت نمي خواهيد استراحت كنيد .

2ـ در هنگام كار ، خود و زمان را فراموش مي كنيد.

3ـ نتيجه تلاش كمترين اهميت را براي شما دارد.