نکته 2 برای آرامش

چرا به مصیبت نیاز داریم ؟!

ممكن است آشكارترين چيزها را نبينيم ! نويسنده كتاب آخرين راز شاد زيستن مي نويسدكه:وقتي ده ساله بودم با ارزشترين دارايي من ، توپ فوتبالم بود.با آن غذا ميخوردم ، ميخوابيدم و حتي هفته اي يكبار واكسش ميزدم.درباره فوتبال خيلي چيزها ميدانستم ولي درساير مواردآنقدرها روشن نبودم.مثلا درباره تولد نوزادان نميدانستم.يكروز بعدازظهر درخيابان بازي ميكردم كه توپ نازنينم گم شد.همه جا را به دنبالش گشتم و سرانجام به اين نتيجه رسيدم كه حتما كسي آن را دزديده است . پس ازجستجوي فراوان رد خانمي را گرفتم كه به نظر مي آمدتوپم را زير لباسش مخفي كرده است. باعجله بطرفش دويدم و گفتم ، آهاي خانم!! براي چه توپ مرا زير پيراهنت پنهان كردي ؟ و بعد معلوم شد كه توپي در كارنيست!، اما دست كم درآن بعدازظهر من فهميدم كه بچه ها چطوربدنيا مي آيندو خانمهاي باردار چه شكلي اند و البته چند دقيقه بعد توپ گمشده ام هم پيدا شد.اما براي من جالبترازهمه اين بود كه چطوربودتا آنروز، هرگز به زنان باردار توجه نكرده بودم و چرا از آنروز به بعد، خود را در محاصره خانمهاي باردار ميديدم؟!.

 نتيجه : اطلاعات جديد هنگامي در اختيار ما قرار مي گيرد كه آمادگي لازم براي كسب آنها را داشته باشيم ، و تا آن زمان حتي آشكارترين چيزها از چشمهايمان پنهان مي مانند .

نکته یک برای آرامش

جهان معلم ماست !!

ما براي يادگيري به دنيا آمده ايم و كائنات معلم ماست . وقتي در درسي مردودمي شويم بايد دوباره ثبت نام كنيم … و دوباره ! شرط ورود به درس بعدي ، يادگيري درس فعلي است و درسهاي دنيا ، بي پايانند !

نتيجه : ما به دنيا آمده ايم كه ياد بگيريم .