مشق 31

راز قدرت.!

مهم نیست از کجا آغاز می کنید !! مهم این است که چگونه به پایان می رسانید!!

هدف برای فرد یا تیم بهترین راهنما و هدایتگر است اما تا بحال  فکر کرده اید ؟چه وقت اعضای یک تیم کاری ، از کار خود لذت بیشتر خواهند برد؟  لطفا نگین !!وقتی پای یک جایزه بزرگ یا پورسانتی عالی در میان باشد؟!  الزاما خیر!! اتفاقا اگر شناخت کافی نباشد جایزه کار را بدتر می کند!  وقتی پای جایزه ، برای یک تیر انداز ماهر در میان باشد! دستانش به رعشه می افتد! ؟ بهترین پنالتی زنها در حساسترین بازیها ، پنالتی را ناباورانه به بهترین وجه به بیرون زده اند ! چرا؟  واقعا ؟ چرا هر وقت کاری  را جدی می گیریم ، دستامون به رعشه می افتد؟ چرا وقتی کتابی را برای نمره ،میخوانیم کمتر چیز یاد می گیریم ؟ وقتی تیر انداز فقط به بردن می اندیشد و نه تیر انداختن ! متاسفانه قدرتش می خشکد. ! آدمهاییکه ، تعطیلات آخر هفته خود را در سرما و گرما در ورزشگاه می گذرانند ! قطعا به چیزی بیشتر از یک بازی صرف می اندیشند. بودن با تیمهای موفق علاوه بر  لذت فراوانی که دارد ، آموزگاریست که قدرتهای فردی ما را به ما گوشزد می کند. بعضي از چيزهايي كه ياد مي گيريم از اين قرارند:

در لحظه اكنون زندگي کردن . هر چه كمتر به بردن بينديشيم و كمتر نگران قضاوت ديگران باشيم بازي بهتري ارائه خواهيم داد.

یک بازیکن موفق-الزاما - مربی موفقی نیست.  اصول  رهبری با اصول بازیگری متفاوت است. وقتی کسی درون آب شنا می کند خودش چه بسا حتی قادر به تشخیص مسیر نباشد.! یک مربی از بیرون به بازی می کند ولی یک بازیکن در درون بازیست! یکی به مهارت ادراکی قوی نیاز دارد و یکی به مهارت فنی !نگرش  یک فرمانده جنگی خوب با یک جنگنده خوب میتواند فاصله زیادی داشته باشد. یک کارگردان ماهر ممکن است  ،  هنرمند قابلی نباشد ولی در کارش موفق باشد.

اجبار هرگز كارساز نيست .! انسانها را در انتخاب آزاد بگذارید تا پس از انتخاب تعهد بیشتری احساس کنند.  قدرت واقعي وقتي بروز مي كند كه شما آسوده خاطر باشيد و نيازي به اثبات قدرت و احساس خود نداشته باشید.

خونسرد باشيد . عصبانيت هيچوقت كارساز نيست . آيا هر گز يك بازيكن گلف عصباني ديده ايد؟ هرچه آگاهتر باشید آرامتر خواهید بود! تنفر و انزجار باعث تحلیل انرژی می شود.

هرچه بیندیشید ! همان خواهد شد! سرزنش ديگران چاره كار نيست . وقتي به اين نتيجه مي رسيد كه هيچ كاري درست پيش نمي رود و قاضي و داور و توپ وباد ، همه و همه بر ضد شما هستند ، عملا چنين خواهد شد.

منشا بازي خارق العاده ، تعهد خارق العاده است . يك تماشاگر معمولي ممكن است مهارتهاي خارق العاده مايكل جردن را ذاتي قلمداد كند . اما خيلي ها با نبوغ و استعدادهاي شگرف زاده نمي شوند . با يك نگاه دقيق تر متوجه مي شويم كه علت واقعي درخشش اين ستارگان اين است كه آنها بيش از ديگران ، خود را متعهد كرده اند.

همواره بر خواسته هايتان تمركز كنيد اما به آنها نچسبید!.  اهدافتان را پررنگ و شفاف ببینید و هرگز آنها را فراموش نکنید تا به آنها برسید اما یادتان باشد به آنها نچسبید !! چون رهایی مهمترین ایستگاه فرایند جذب است . یک کشاورز تا زمانیکه به فکر داشتن مزرعه ای سبز باشد ، به آن نخواهد رسید . شرط رسیدن کاشتن و توکل و رهایی است . آنهم با نگرشی غنی و قانع و بصیر و آگاه . وقتی فكر مي كنيد كه دوست نداريد چیزی اتفاق بيفتد ! مثلا در فوتبال به گل خوردن می اندیشید ! چرا؟ ذهن انسان بر اساس تصويرهايي كه به او داده مي شود عمل مي كند . به خودتان مي گوييد : توپ را به تور بزن ! و تصوير كه به اين ترتيب به ذهن خود مي دهيد تصوير توپي است كه به تور برخورد كرده است و ذهن شما بر اساس اين تنها تصوير كه به آن داده ايد عمل مي كند ، توپ به تور مي خورد و مسبب آن خود شما هستيد .! ترس ، قاتل انسان است . چه در ورزش ، چه در مصاحبه استخدامي و چه در خلال يك سخنراني در یک تیم کاری !. وقتي بر چيزهايي تمركز مي كنيد كه از آنها مي ترسيد همين تصويرهاي ذهني خود ساخته ، مستقيما شما را به سوي حادثه مي برد . بر خواسته هاي خود تمركز كنيد و نه بر ترسهاي خود.

نتيجه :

 همه بچه ها بايد فرصت ورزش كردن داشته باشند . به خاطر درسهايي كه مي آموزند و نه به خاطر جامهايي كه مي گيرند . يكي از آن درسها اين است كه : مهم نيست كه از كجا آغاز مي كنيد مهم آن است كه چگونه به پايان مي رسانيد.

 

با کلیک بر ادامه مطلب ترجمه لاتین این پست کار دوست عزیزمون در استرالیا را خواهید مشاهده کرد

ادامه نوشته

مشق 30

موضع بگيريد.!

اگر احساس مي كنيد كه به شما اجحاف شده است احتمالا همينطور است ! "نينگ چو "

اگر فکر می کنید خوش شانسید یا بد شانس حق با شماست!!

 پيروي از قلب به معني ملايمت و نرمي نيست ". دنيا مكاني خشن است و قوانين طبيعت قوانيني محكم و جدي هستند . بره ضعيف ، خوراك روباه مي شود. سرنوشت آدمهاي ضعيف هم جز اين نيست ! اگر ضعيف باشيد روباه صفتان شما را به عنوان يك هدف آسان شناسايي مي كنند . روزي قورباغه اي كنار نهري نشسته بود، عقربي آمد و گفت : آقاي قورباغه من مي خواهم از نهر بگذرم اما شنا بلد نيستم ممكن است لطف كنيد و من را بر پشت خود ، تا آن سوي نهر ببري ؟ قورباغه گفت : اما تو يك عقرب هستي و عقربها قورباغه ها را نيش مي زنند . عقرب گفت : چرا نيش بزنم . من مي خواهم به آن طرف برسم ! قورباغه قبول كرد . درست به وسط راه رسيده بودند كه عقرب ، قورباغه را نيش زد . قورباغه در حاليكه از درد به خود مي پيچيد و اخرين نفسها را مي كشيد گفت : چرا اين كار را كردي؟ حالا هر دو غرق مي شويم ! عقرب گفت : آخر من يك عقربم و عقربه بايد غورباقه ها را نيش بزنند . مراقب عقربها باشيد ! در پيرامون شما آدمهايي هستند كه غرق شدن براي آنها مهم نيست به شرط آنكه شما را هم با خود به زير بكشند . از بعضي ها بايد دوري كرد در مقابل بعضي ديگر بايد ايستاد و جنگيد . چه موقع بايد موضع بگيريم ؟ كافي است از خود بپرسيد :آيا احساس من احساسي عادلانه و منصفانه است ؟ اگر چنين است موضع بگيريد و از حق خود دفاع كنيد و اهميت ندهيد كه ديگران درباره شما چه خواهند گفت . ما مي توانيم براي جلب محبت و همراهي ديگران ، خود را زير پا بگذاريم و از حق خود صرف نظر كنيم اما در پايان مي بينيم كه نه تنها محبتي به دست نياورده ايم كه شخصيت واقعي خود را نيز باخته ايم . نهايتا چاره اي نمي ماند جز اينكه به هدايتگر دروني خويش و يا به عبارت بهتر ، پيرو قلب خود باشيم .

از آدمهاي با شهامت و جسور بپرسيد كه چطور جرات خريد سهام ، آغاز يك تجارت و يا كنار گذاشتن شغل قبلي و يا كار جديد را پيدا كرده اند ؟ مطمعنا متوجه ديدگاه مشترك همه آنها خواهيد شد . آنها از خود پرسيده اند : آيا مي توانم در بدترين شرايط هم از عهده اين كار برآيم ؟ و هنگامي كه پاسخ مثبت از خود شنيده اند دل به دريا زده اند و اين راز خطر كردنهاي بزرگ و كوچك است . اما همیشه یادمان باشد عملگرهای بزرگ مدیران و رهبرانی - الزاما - قوی نیستند.

نتيجه :

اينكه از خويشتن بپرسيم : بدترين حالتي كه ممكن است پيش بيايد چيست ؟ نشان دهنده يك ديدگاه منفي نيست . طرح اين سوال ، روشي براي اندازه گيري ميزان تعهد و جديت شماست . كافي است كه ترسهاي مبهم خود را دور بريزيد و جاي آنها را به احتمالات خاصي بدهيد كه در بدترين حالت ، ممكن است بوقوع بپيوندند. به اين ترتيب ، دل به دريا زدن ، لطف ديگري خواهد داشت

مشق 29

خود را باور كنيد.!

همه روانشناسان مي گويند كه ما بايد به خود ايمان بياوريم و اين كاملا منطقي است. اما قبل از انكه به خود ايمان بياوريد بايد حرفهاي خود را باوركنيم. معمار بزرگ انقلاب اسلامي هميشه تاكيد داشتند كه خودتان را باور كنيد . وقتي صحبت از قول و تعهد به ميان مي آيد بسياري از انسانهاي ضعيف و بي اراده مي شوند . مي گويند كه فلان كار را انجام خواهند داد ولي نمي دهند . فقط تعهداتي را مي پذيرند كه از عهده آنها برمي آييد . اگر لازم است كمتر قول بدهيد و كمتر تعهد كنيد اما اگر چنين كرديد به تعهدات خود پايبند بمانيد . بتدريج قول شما، قانون شما خواهد شد و آن وقت است كه واقعا به خودتان ايمان خواهيد آورد . آدمها از آواز خواندن در زير باران ترانه ها مي سازند اما در زندگي واقعي وقتي خيس مي شوند ، غر مي زنند . انسان امروز، ارزشي بي اندازه براي راحتي و آسايش خود قائل شده است! بخش اعظم استرس ها و نگراني هاي ما ناشي از همين اعتياد ما به آسايش و راحت طلبي است . راحتي بيش از اندازه ، كسالت به بار مي آورد . انباشتن مغز با اين بايدها و نبايدها به بي تحركي مغز مي انجامد . هر چه كمتر براي نوع زيستن و احساسات خود ، قانون وضع كنيد ، راحت تر مي توانيد در مقابل ، واكنش نشان دهيد و همه ما در زندگي با ناملايمات روبرو مي شويم ، مورد انتقاد قرار مي گيريم ، طرد مي شويم ، خسته و بي پول مي شويم . وقتي روزهاي بعد از راه مي رسند آنها را به عنوان بخشي از فرايند زندگي بپذيريد . هر چه باشد زندگي ، تنوع هم مي خواهد ! نكته ديگر اينكه كارآيي شهامت غالبا بيشتر از هوش است و اين بعضي ها را آزار مي دهد . اين را به عنوان يك اصل بپذيريد / پاداشها هميشه نصيب كساني مي شوند كه يا شهرت خود را به مخاطره انداخته اند ، يا پول خود را و يا هر دو را .

نتيجه :

 شهامت ، به معني فقدان ترس نيست . شهامت ، عمل كردن عليرغم ترس است . كساني كه در زندگي هيچ كاري انجام نمي دهند درست به اندازه كساني كه دست به مخاطرات بزرگ مي زنند ، مي ترسند. تنها فرقش اين است كه گروه اول از چيزهاي كوچك و پيش پا افتاده مي ترسند . حال كه قرار بر ترسيدن است چرا از چيزهاي بزرگ نترسيم ؟ . آيا فقط از آنهايي كه درس گرفته ايد كه تحسينتان كرده اند و دلسوزتان بوده اند ؟ و آيا درس نگرفته ايد از آناني كه طردتان كرده اند و رو در رويتان ايستاده اند ؟ اغوا كننده است كه انسان خود را در محاصره دوستان و همكاراني ببيند كه حرفهاي دلخواه او را مي زنند و تاييدش مي كنند . با اين ترتيب وقتي اوضاع به هم مي ريزد دست كم كساني هستند كه به او بگويند . تقصير تو نيست ! اما چه خوب است كساني هم باشند كه ما را به مبارزه بطلبند.

 

در ادامه ترجمه به لاتین مطلب را ببینید. از دوستمان در استرالیا که زحمت ترجمه را می کشند تشکر می کنیم.

ادامه نوشته

مشق  28

درس 29

از جايي شروع كنيد ! از کجا؟؟ از اصل نظافت دفتر!!

دانايان ، با عمل زندگي مي كنند و نه با انديشه عمل .هنری فورد میگه : شما نمي توانيد با قصد انجام يك كار ، به شهرت برسيد! آيا هيچ وقت با اين صحنه مواجه شده ايد ؟ در خانه يا دفتر كار پشت ميزتان نشسته ايد كه تلفن زنگ مي زند . دوستتان مي خواهد شماره تلفني به شما بدهد : لطفا يك لحظه گوشي را نگه دار تا يك مداد پيدا كنم، در جستجوي يك مداد شروع مي كنيد به زير و رو كردن خرت و پرتهاي روي ميز كوهي از نسخه ها نامه هاي بايگاني نشده و كتاب و ميخي را مي بينيد و فعلا روي گچ ديوار ، شماره تلفن را ياداشت مي كنيد و گوشي را مي گذاريد . بعد به خودتان مي گوييد : حالا كه تبليغات بيمه را پيدا كرده ام بهتره آنها را در يك جا توي يك پوشه بگذارم . يك پوشه براي قبوض آب و برق درست كنم و دفعتا مي بينيد كه به كار افتاده ايد . ناگهان به خود مي آييد و مي گوييد من هم مي توانم يك دفتر كار تميز داشته باشم . نيرويي در درونتان شكل مي گيرد و بلافاصله شروع به برنامه ريزي مي كنيد ، پس ديديد كه شما ناخواسته ، ماموريتي به خود داده ايد كه بسيار بزرگتر از پيدا كردن يك مداد است . حالا در صدد ساختن تميزترين دفتر كار جهان هستيد ! اين اصل كه نام آن را ( اصل نظافت دفتر) مي گذاريم در زمينه هاي ديگري همچون نوشتن گزارشها ، پرداخت ماليات ، انجام دركار را شروع كرده باشيم . كافي است كه بي هيچ مقدمه اي كار را شروع كنيد تا انرژي و نشاط را در درون خود احساس كنيد ، اما ما غالبا به اشتباه مي گوييم : ( وقتي انرژي لازم را پيدا كنم ورزش صبگاهي را آغاز خواهم كرد ! نه ! انرژي و اشتياق لازم براي هر كار ، زماني بدست مي آيدكه آن را آغاز كرده باشيد )

انرژي نتيجه درگير شدن شما در كار است. مهم آغاز كردن است . هرگز نگوييد امروز كه نمي شه ، باشه براي فردا! نكته اي ديگر درباره آغاز كردن شما هرگز براي هيچ كاري به آمادگي مطلق نخواهيد رسيد ! نه.مهم نيست كه چند بار متن را بازنويسي كرده ايد يا چه زماني صرف يادگيري آن كرده ايد ، در هر صورت به خود گفته ايد : فقط اگر يك كم بيشتر وقت داشتم !!!مثال ديگر ، آيا هيچوقت امادگي كامل براي ازدواج و پذيرفتن پيامدهاي خوب و بد آن را داشته ايد ؟ هرگز ! بهترين راه اين است كه تا جايي كه مي توانيد خود را آماده كنيد و بعد نفس عميق بكشيد و دل را به دريا بزنيد .

در کاری جدید و زیبا که من به تازگی پیدا کرده ام ، دوستم را نیز دعوت به کار کردم ولی او گفت :!! تو تضمين به من مي دهي تا من كار را شروع كنم .؟ نه ! تو تعهد مي كني كه كاري را انجام مي دهي ، تا جايي كه مي تواني خود را آماده كني و سپس بدون هيچ تضميني و بدون انكه توقع پاداش داشته باشي كار را از همان جا آغاز مي كني .

نتيجه:

 انسان ، پس از آغاز كردن هر كار ، انگيزه لازم را بدست مي آورد . نشستن و نقشه آغاز كشيدن ، بيهوده است . شور و اشتياق ، نتيجه حركت است و از حركت است كه فرصتها و موقعيتهاي تازه نمايان مي شود . دل به دريا بزنيد.

در ادامه ترحمه لاتین کار دوستم در استرالیا را ملاحظه خواهید کرد.

ادامه نوشته

مشق 27

نوع كار مهم نيست ، ثروت و شهرتش را عشق است.!

 

همه انسانها استعدادهاي منحصر به فردي دارند و براي كشف اين استعدادها قدم به دنيا مي گذارند . بر اساس اين قانون احتمال كشف اين استعدادها زماني بيشتر مي شود كه از خود بپرسيم چه چيزي مي توانم ببخشم ؟ و نه اينكه چه چيزي مي توانم بدست آورم ؟ بيل كيتس يكي از ثروتمندترين مردان جهان است. اما وقتي به سخنراني هاي او گوش مي دهيم، مي فهميم كه براي او نرم افزار كامپيوتر بسيار جالبتر از پول است . ثروتمند بودن ، يك هدف نيست بلكه يك محصول جنبي است . شهرت هم ، چنين است . از آدمهاي مشهور بپرسيد كه جز ناراحتي و عدم آسايش چه چيزي از شهرت ديده اند ؟ چرا آدم بايد دوست داشته باشد كه ارتشي از افراد بيگانه از در و ديوار خانه اش بالا بروند يا وقتي از خياباني رد مي شود پنجاه تا عكس از او بگيرند ؟ همه ما در مسيرهاي يك راه مختلف در حال حركت هستيم . وقتي كه براي انجام كار مورد علاقه تان به راه مي افتيد هميشه كساني هستند كه مي خواهند مانع از حركت شما شوند . اگر كار مورد علاقه ام را شروع كنم آيا مشكلات كمتري خواهم داشت ؟ نه! ماموريت شما در زندگي (بي مشكل زيستن نيست ) (با انگيزه زيستن ) است . انجام كار مورد علاقه به مثابه نسخه اي براي زندگي آسانتر نيست. نسخه اي براي زندگي جذاب تر است . به احتمال زياد در اين راه با مسئوليتهاي بيشتري مواجه خواهيد بود و مشكلات بيشتر !! اين سلسله درسها داستان نيست ، بلكه تمامي نقشه هاي موفقيت آميز براي زندگي شاد است . از هر كجا كه مي توانيد ، آغاز كنيد و هر كاري كه مي توانيد انجام دهيد . صحبت از شانس و اقبال نسيت ، صحبت از تلاش است . اگر كاري را انجام مي دهيد كه به آن علاقه داريد ، شور و شوق ، شما را تا پايان راه مي برد . وقتي وجود شما سرشار از اشتياق باشد ديگر لازم نيست كه ديگران ، شما را به شوق بياورند . نيروي زندگي و حيات ، از وجود هدف در زندگي ريشه مي گيرد . اما بايد كاري را انجام دهيم كه به ما شور و اشتياق مي بخشد و اين ديني است كه به ديگران داريم . دنياي ما سرشار از آدمهاي سرد و بي علاقه اي است كه قبل از اينكه آتشي ببينند ، سوخته اند . تعقيب كردن روياها ، تضميني براي يك زندگي آسان و بي دغدغه نيست . كاملا بر عكس ، وقتي پيرو روياهاي خود مي شويد دنيا بيشتر شما را به مبارزه مي خواند اما از اين رهگذر ، سفري آغاز مي شود كه به نوبه خود به سفري دروني مي انجامد و آنوقت است كه فرصتي براي شكوفا شدن مي يابيد و به حقيقت خويشتن پي مي بريد . در هر جا و هر وضعيتي درمانده و پابند نباشيد . درختان ، اسير خاكند ، شما انسانيد ! اگر شما هم روياهايي داريد كه برآورده نشده اند ،بهانه هاي خود را تجزيه و تحليل كنيد . حقيقت اين است كه ما با خود آنقدرها رو راست نيستيم . ما خيلي چيزها را غير ممكن مي ناميم اما حقيقت آن است كه آنها اسباب زحمت هستند ، نه ناممكن ! وقتي كه توده اي از مشكلات در مقابل انسان صف آرايي مي كند او براي مقابله و بقاء نوعي ايستادگي و نيروي اراده ذهني را در خود ايجاد مي كند و همين نيروست كه به سلاح پنهان و رمزآميز او تبديل مي شود.

نتيجه :

 براي ما هميشه حق انتخاب وجود دارد. اگر كاري انجام نمي دهيد علتش آن است كه انرژي خود را در جاي ديگري گذاشته ايد . صحبت از امكان پذير بودن و يا نبودن يك كار نيست ، مسئله اصلي تمايل داشتن و نداشتن به آن كار است . وقتي كه مي گويم : (من اين كار را انجام مي دهم و همه دشواريهاي آن را به جان مي خرم ) آن وقت است كه همه چيز اين جهان به حمايت از شما برمي خيزد.

در ادامه ترجمه لاتین این پست کار دوست خوبم از استرالیا را میتوانید ببینید.

ادامه نوشته

مقایسه!

هرگز مقایسه نکنید !
 
ضرب المثلی چینی می گوید :  انسان زمانی پاکی و آرامش زمان کودکی را از دست می دهد که شروع به مقایسه می کند .
مقایسه یعنی استفاده از یک ترازوی فیزیکی یا ذهنی برای سنجیدن میزان هم قدی و هم ارزشی دو چیز با یکدیگر . بدیهی است که نتیجه هر مقایسه ای سه حالت بیشتر نیست . یا کوچکتریم ، یا هم اندازه ایم و یا بزرگتر . و وقتی که این مقایسه در مورد توانمندی های درونی اشخاص صورت می گیرد وحشتناکترین اتفاقی که ممکن است در حین مقایسه رخ دهد !
آن اتفاق هراس انگیز چیزی نیست جز زیر سؤال رفتن توانایی ها و خصلت ها و ارزش های وجودی خود شخص مقایسه کننده . ! همین که یک انسان اجازه دهد قابلیت ها و ارزش های درونی اش با دیگری مقایسه شود ، به این معناست که نسبت به یکتایی و منحصر به فرد بودن خودش دچار تردید شده و این تردید شکننده ترین ضربه ای است که می تواند به شخصیت یک انسان وارد آید . هر شخصی باید ذره ای در بی همتایی و یکتا بودن خود شک نکند و هرگز در ذهن خود جایی برای شنیدن مقایسه ها و گوش سپردن به نتایج قیاس های عملی و غیر عملی باز نکند . شاید برای صاحبان دانشگاه ها به دلیل محدود بودن تعداد صندلی ها و معلم ها ، برگزاری کنکور و مقایسه نمرات ، ملاک و معیار جداسازی نخبه ها از افراد معمولی باشد ، اما حقیقت این است که نه تنها آزمون کنکور بلکه میلیون ها آزمون دیگر هرگز قادر به جداسازی و الک کردن افراد نابغه از افراد معمولی نیست و بهترین شاهد آن است که خیلی ار کسانی که در کنکور قبول نمی شوند و از راه مطالعه آزاد در بازار و کار و کسب درآمد بسیار کارآمدتر از فارغ التحصیلان دانشگاهی ظاهر می شوند و عمل می کنند .
اگر دچار افسردگی و ناامیدی هستید ، اگر احساس می کنید به هر کاری دست بزنید احتمال موفقیت شما کم است ، اگر خیلی جاها با وجود دانستن و توانستن سکوت می کنید و میدان را به دیگران ضعیف تر از خود واگذار می کنید ، اگر احساس می کنید اوضاع زندگی تان روز به روز در حال بدتر شدن است و امید پیروزی و موفقیت روز به روز کمتر می شود ، بدانید که دچار " بیماری مقایسه " شده اید و مادامی که دست از این رفتار ذهنی بر ندارید ، هرگز روی آرامش و شادی و موفقیت را نخواهد دید .
رمز پیروزی و موفقیت همه موفق های تاریخ این است که آن ها از یک لحظه به بعد دیگر حتی ذره ای در بی همتا بودن و منحصر بودن خودشان تردید نکرده اند و اصلاً برای محک زدن توانایی های خود نیازی به مقایسه ندیده اند و متقابلاً به مقایسه های دیگران هم کاملاً بی اعتنا بوده اند .