مشق 40
درسهايي براي شاد زيستن
همسايه ات را دوست بدار.
عشق درمان درد دو نفر است: عاشق… و معشوق.(كارل منينگر)
به اعتقاد من مفهوم دوست داشتن همسايه را مي توان در سه چيز خلاصه كرد:
1ـ درباره او قضاوت نكنيم.
2ـ به او برچسب نزنيم.
3ـ هيچ توقع از او نداشته باشيم.
اين مي تواند شيوه عملي خوبي براي نجات ما از ياس و ناكامي باشد زيرا اين قانون معنوي، همچون ساير قوانين الهي ، راهكارهاي روانشناختي بسيار خوبي را نيز در بردارد. ما با خود مي گوييم: اگر مي فهميدم كه چرا رئيسم تا اين اندازه خودخواه و متكبر است شايد مي توانستم به اين آدم عشق بورزم و اين اشتباه است. براي درك رفتارهاي او بايد اول به او عشق بورزيد. در حقيقت، عشق چيزي جز گذشت نيست و دقيقا به اين علت است كه ما بچه ها را آسانتر و خالصانه تر دوست مي داريم و به عبارت ديگر: به كودكان، آسانتر عشق مي ورزيم زيرا آنها را معصوم و بي گناه مي پنداريم. براي پيشرفت در هر موقعيتي ، بايد عشق و محبت را سرلوحه كار خود قرار دهيم . زيرا اساسا انسان قادر به عشق ورزيدن و رنجاندن همزمان نيست! چگونه به ديگران عشق مي ورزيد؟ سعي كنيد به همان گونه هم او را بپذيريد . پذيرش كامل ، عشق بي قيد و شرط است.خانواده ها به وجود آمده اند تا عشق بي قيد و شرط را به ما بياموزند. درست است كه با گذشت زمان موهاي خود را از دست مي دهي ، چشمهايت كم سو مي شوند و ضعيف و پير و پژمرده مي گردي اما هيچ يك از اينها واقعا كوچكترين اهميتي ندارد زيرا كسي كه به حقيقت بدل شده است ديگر نمي تواند زشت باشد، جز در برابر كساني كه نمي فهمند. براي پيشبرد يك رابطه دو راه وجود دارد: يا بايد عضو يك تيم باشيد يا در مقابل هم بايستيد. بسياري از زوجها ، وقت گرانبهايي را صرف مي كنند تا همسران خود را احمق جلوه دهند. همكاري و هم تيم بودن براي زنگي توصيه شده است.اگر تصميم به زندگي مشترك گرفته ايد حامي هم باشيد و اگر نمي توانيد از همسرتان حمايت كنيد وقت آن رسيده كه از خود بپرسيد : چرا به اين رابطه ادامه دهم؟! روانشناسان معتقدند كه انسان داراي دو وضعيت ذهني اصلي است:عشق و ترس. به عقيده آنها ترس ريشه هيجانات و احساسات منفي است. اين برداشت بسيار ساده مي تواند راه مفيدي براي سنجش احساسات ما باشد. اگر خوب جستجو كنيم همواره در آن سوي خشمها و حسادتها و نگرانيها و افسردگيها، رد پاي ترس را مي يابيم. حال اين سؤال پيش مي آيد كه مفهوم ترس و عشق چه فايده اي براي ما دارد؟ و پاسخ اين است كه اين آگاهي و شناخت به ما امكان مي دهد كه با خويشتن خويش صادق تر باشيم. ممكن است بپرسيد كه: اين عشق و ترس ، دو هيجان و احساس اساسي هستند به اين معني نيست كه بيشتر آدمها در وحشت روزگار مي گذرانند.؟ بدون ترديد ! بسياري از ما در پشت چهره هاي شاد و بذله گويي هايمان ، غرق در وحشتيم. مي ترسيم از اينكه احمق يا چاق به نظر آييم. مي ترسيم كه مبادا شغل، پول يا زيبايي خود را از دست بدهيم. مي ترسيم كه مبادا انگ ضد ارزشي فرهنگي يا اجتماعي به مابزنند. از حمله سارقان مي ترسيم. از پير شدن مي ترسيم. از رئيسمان مي ترسيم . از تنها ماندن مي ترسيم. از زندگي كردن مي ترسيم و در نهايت از مردن مي هراسيم. و به اين خاطر است كه رفتارهايمان اين چنين نامعقول و شتابزده و جنون آميز است. فكر مي كنيد دواي دردمان چيست؟ محبت ديدن و دوست داشته شدن.
نتيجه:
به همسرتان عشق بورزيد و اگر نمي توانيد حامي او باشيد و از او دفاع كنيد به رابطه خود با او ادامه ندهید .! براي پيشبرد يك رابطه يا بايد عضو يك تيم باشيد و يا در مقابل هم بايستيد . وقتي واقعيتهاي زندگي مثل پير شدن ، تنها ماندن و مردن را درك نكرده باشيم مي ترسيم.
NLP=Neuro Linguistic Programm