آيا بايد دست كم خود را دوست بدارم؟!

بله!كساني كه حتي خود را دوست ندارند ! آدم را عصبي مي كنند! خيلي ها از اينكه به خويش عشق بورزند احساس راحتي نمي كنند ، اما همين آدمها از همسران خود انتظار دارند كه به آنها عشق بورزند!كمي عجيب نيست ؟ مي گوييم من نمي توانم خودم را دوست داشته باشم و بعد از همسرمان عصباني ميشويم كه چرا ما را دوست ندارد ؟ من چگونه مي توانم چيزي را كه ندارم به ديگري بدهم ؟  وقتي تمام توجه ما به خطاها و اشتباهاتمان متمركز باشد همان خطاها و اشتباهات را در ديگران جستجو مي كنيم تا از اين طريق حال بهتري پيدا كنيم و وقتي در حال ديگران تجسس مي كنيم سرانجام اين خطاها را مي يابيم ، اما مشكل اينجاست كه بر خلاف انتظار، با كشف خطاهاي ديگران هم ، حالمان بهتر نمي شود.اگر تمركز خود را بر خطاهايمان حفظ كنيم جهان هم بي وقفه تنبيه مان خواهد كرد. ماداميكه خود را دوست نداشته باشيم دنيا هم دوستمان نخواهد داشت و بعد ، مي نشينيم و دنيا را سرزنش مي كنيم !

معني عشق ورزيدن به خويشتن چيست؟ در ساده ترين كلام، عشق ورزيدن به خويشتن يعني بخشدن خويشتن ، يعني اعتراف به اين نكته كه تا به اين لحظه به بهترين نحوي كه بلد بوده ام زندگي كرده ام . ديگر كافي است تا كي مي خواهيد خود را گناهكار ببينيد؟ انسان كامل را فقط در قصه ها مي توان پيدا كرد . فراموشش كنيد، واقع بين باشيد و به جاي كمال ، پيشرفت راهدف خود قرار دهيد. نقص ها و كاستي هاي خود را ببخشيد و مطمئن باشيد كه ديگران هم به گونه اي كاملا خودكار اين كاستيها را نديده خواهند گرفت. ديگران همچون آينه اي هستند كه ما را به خودمان نشان مي دهند . اگر خوب در آينه ها بنگريم همواره پيامهايي دريافت مي كنيم كه براي رشد به آنها نيازمنديم. به خاطر داشته باشيد كه مشكلات انسان همواره از خود او ريشه مي گيرد. ما به خاطر فرزندانمان بايد خود را بپذيريم ، ما الگوي بچه هايمان هستيم. اگر زندگي را سخت بگيريد آنها هم زندگي را به خود سخت مي گيرند و آنوقت است كه زندگي را به شما هم سخت مي كنند !

نتيجه:

 وقتي خود را عفو مي كنيم دست از سرزنش ديگران هم بر مي داريم.