دنیای ما همیشه در حال تغییر است. فصلها مي آيند ومي روند ، تورم بالا و پايين مي شود ، آدمها استخدام و اخراج مي شوند . در درس زيست شناسي دبيرستان قانون “ انتخاب طبيعي “ يا “ انطباق در برابر تغيير “ را مي خوانيم . مثلا ياد مي گيريم كه اگر يك ساس سبز رنگ در يك زمين زراعي قهوه اي زندگي كند و رنگ پوستش را تغيير ندهد محكوم به فناست.ساس مي تواند جنگ و دعوا راه بيندازد ؟:

 “ زمين زراعي بايد سبز باشد ، هميشه سبز بوده است!! “

 اما نتيجه اين بحث و جدلها اين است كه بزودي اثري از آثار ساس در مزرعه باقي نمي ماند . قانون بي رحمانه و قاطعي است “ تغيير كن يا بمير “ افسوس كه دبيران زيست شناسي به شاگردان خود نمي گويند “ بچه ها اين درس زندگي هم هست ، انعطاف پذير باشيد “ در دنياي يكپارچه امروز همه چيز در حال تغيير است و در اين زمينه حتي بزرگترين كارشناسان هم گاهي دچار اشتباه مي شوند . آنچه امروز درست است ممكن است فردا ديگردرست نباشد ، آنچه امروز به كار مي آيد ممكن است فردا ، كارآيي خود را از دست بدهد . تنها مفهوم ثابت دنيا “ تغيير “ است . صحبت از عادلانه بودن يا نبودن نيست . همه چيز در اين دنيا ، در حال حركت و دگرگوني است . اگر سه ماه به سفر برويد مطمئنا در بازگشت ، متوجه تغييراتي در فرزندان خود خواهيد شد و اين رسم زندگي است .

نتيجه :

 انسانهاي خوشبخت و شاد نه تنها تغيير را مي پذيرند كه آن را به فال نيك مي گيرند . آنها مي گويند : “ چرا بايد بخواهم كه پنج سال آينده ام ، درست همانند پنج سال گذشته ام باشد ؟  “